چند سوال بی پاسخ از موسوي

ـ جناب آقاي موسوي شما در بيانه اعلام حضور خود در انتخابات اعلام كرديد به دليل احساس خطر از وضع كنوني، حاضر شديد سكوت 20 ساله را شكسته و وارد عرصه شويد. گفته بوديد كه بدنبال استقرار جامعه‌اي ارزشي مبتني بر آموزه‌هاي اسلام ناب محمدي (ص) و متكي بر انديشه‌هاي حضرت امام خميني (ره) و گسترش گفتمان انقلاب اسلامي هستيد.

1ـ آيا در 16 سال قبل از دولت نهم هيچ خطري نظام جمهوري اسلامي و گفتمان برآمده از انقلاب و انديشه‌هاي امام خميني (ره) را تهديد نكرد؟ از منظر شما سياست‌هاي تعديل آقاي هاشمي و تحت فشار قرار گرفتن مستضعفان زير چرخ‌هاي توسعه با تورم 47%، رواج روحيه اشرافيت در ميان مسئولان و پديد آمدن ثروتهاي بادآورده در جامعه و افزايش شكاف طبقاتي، عبور از گفتمان استكبار ستيزي امام تحت لواي سياست تشنج زدايي، اعلام علني ناكارآمدي انديشه‌هاي امام و خاتمه يافته قلمداد كردن گفتمان انقلاب در روزنامه‌هاي زنجيره‌اي و ... خطر محسوب نمي‌شد؟

ـ آقاي مهندس موسوي شما درباره علت سكوت 20 ساله‌تان دلايل مختلف و گاه ضد و نقيضي بر شمرديد. در جايي گفته‌ايد كه در اين 20 سال تريبون نداشته و صدا و سيما به عمد از پخش صوت و تصوير شما خودداري ورزيده است. در جايي ديگر گفته‌ايد كه نظرات خود را به مسئولان رسانده‌ايد و گاهي اعلام كرده‌ايد كه سكوت اگر به دليل عدم ضرورت حضور باشد بد نيست.

2ـ آيا شما كه در 16 سال حاكميت دولت سازندگي و اصلاحات ، مشاور روساي جمهور وقت بوده و تعداد زيادي از روزنامه‌ها، خبرگزاري‌ها و سايت‌ها در اختيار آنها و قاعدتاً شما قرار داشته، چگونه هيچ تريبوني براي بيان نظراتتان پيدا نكرديد؟

3ـ از اين گذشته نمي‌توانستيد مجوز روزنامه‌اي كه چند ماه مانده به انتخابات و خارج از نوبت دريافت كرديد ، در 16 سال گذشته گرفته و ابراز وجود مي‌كرديد؟

4ـ آيا در سالهاي گذشته حرف، سخن و موضع‌گيري در شان نخست وزير دوران جنگ اتخاذ كرده‌ايد كه ارزش خبري داشته، اما صدا و سيما از پخش آن خودداري كرده باشد؟ اگر نمونه‌اي داريد ذكر كنيد.

5ـ اگر در تمامي موارد فوق حق را به شما بدهيم، چرا از انجام مصاحبه با رسانه‌هاي مختلف، به شهادت خبرنگاران آنها، طفره رفته و گوشه نشيني را ترجيح داديد؟

ـ آقاي موسوي شما درباره مرزبنديتان با برخي گروهها و احزاب اصلاح طلب و معارض ـ كه در دوران اصلاحات هزينه‌هاي زيادي به نظام تحميل كردند ـ گفته‌ايد كه به خودي و غير خودي اعتقادي نداشته و از همه گرايشهايي كه از شما حمايت كنند، استقبال مي‌كنيد و حتي موضعتان در قبال نهضت آزادي را فقط در حد اختلاف سليقه عنوان كرده بوديد. البته تصريح كرده بوديد كه حرف خود را زده و مواضع خود را با صراحت و صداقت اعلام خواهيد كرد.

6ـ به نظر شما در جهاني كه نظام‌هاي ليبرال و سكولار در عرصه سياست و فرهنگ به خودي و غير خودي مي‌پردازند، آيا مي‌شود نظامي كه بر پايه ارزشهاي مشخص بنا نهاده شده و آنها را در قانون اساسي خود نهادينه كرده ، معتقد به مرزبندي و خط كشي در عرصه داخل و خارج نباشد؟

7ـ مگر بنيانگذار اين نظام بارها نفرمود كه نگذاريد كه اين انقلاب بدست نااهلان بيافتد؟ آيا موضع‌گيري آن پير سفر كرده در قبال قائلان به اسلام آمريكايي، اسلام سرمايه‌داري، اسلام متحجرين، نهضت آزادي و ... چيزي غير از خودي و غير خودي است؟ البته شكي نيست كه حقوق شهروندي تمامي ايرانيان از هر حزب و گروهي كه باشند بايد حفظ شود. اما آيا مي‌شود پا را از اين حد فراتر گذاشت و آرمانهاي انقلاب را به خاطر مشتي ليبرال خود فروخته قرباني كرد؟

8ـ چرا ما در زماني كه فرزندان انقلاب و طيف حامي شما در احزاب اصول‌گرا منتظر موضع‌گيري صريح شما در قبال احزاب و گروههاي معارض آرمانهاي امام و انقلاب بودند، با بيان مطالبي چون «گشت ارشاد، دانشجويان ستاره‌دار، تلويزيون خصوصي و ...» كه دغدغه‌هاي قشر ديگري بود، آگاهانه يا ناآگاهانه بر خلاف شعارهايتان كه حمايت از مستضعفان و محرومان بود، عمل كرديد؟

9ـ آيا طرح مسائل حاشيه‌اي از جانب شما و بازي در زمين جناح تندرو اصلاح طلب منافي استقلال و اين گفته شما نيست كه خود را اصلاح طلبي خوانده بوديد كه دائم به اصول رجوع مي‌كند؟

10ـ آيا طرح مسائل حاشيه‌اي از طرف شما عدم اعتراض به ناهنجاريهاي برخي هواداران و حمايت همسر شما از فردي چون شيرين عبادي را بايد به حساب جلب آراي خاموش از سوي شما گذاشت؟ يا واقعاً اين مسائل دغدغه نخست وزير دوران جنگ و پيرو انديشه‌هاي امام خميني است؟

ـ جناب آقاي موسوي قبل از شروع رسمي تبليغات نه تنها تاكيد كرده بوديد كه هوادارانتان از امكانات و اموال عمومي، به صورت مستقيم يا غير مستقيم، به نفع شما استفاده نكنند، بلكه حتي حق چاپ و تكثير عكستان را به ستاد خود نداديد. علاوه بر اين گفته بوديد هوادارانتان نبايد در حمايت از شما مرتكب هتك حرمت و بي‌ادبي نسبت به كسي شوند يا گفته ناحقي را اشاعه دهند.

11ـ در ايام انتخابات ديديم كه نه تنها عكس و پوستر شما بطور گسترده پخش شد، بلكه با مصادره به مطلوب رنگ سبز و استفاده ابزاري‌تان به وابستگي اهل بيت (ع) انواع تي‌شرت و مانتو، مچ‌بند، سربند و ... نيز ميان حاميانتان توزيع شد. آيا اين نوع تبليغات كه به جاي گسترش فضاي عقلاني، احساسات را تشديد مي‌كرد، گفته‌هاي قبلي شما را نقض نمي‌كرد و اگر مخالف بوديد چرا واكنش نشان نداديد؟

12ـ شما كه رقيب را به سوء استفاده از احساسات مذهبي مردم متهم مي‌كرديد، چرا از رنگ سبز و سيادت خود به نفع مرام سياسي‌تان بهره برديد؟

13ـ هزينه شدن اموال و امكانات دانشگاه آزاد به نفع شما، كه حتي صداي اعتراض نامزد ديگر اصلاح طلب را نيز درآورد، چگونه توجيه مي‌كنيد؟ نكند شما هم مثل جناب جاسبي اعتقاد به خصوصي بودن دانشگاه آزاد داريد كه در اين صورت ملامتي بر شما نيست؟

14ـ به نظر شما كساني كه حاضر شدند بطور ميلياردي به نفع شما در انتخابات هزينه كنند، در صورت راي آوردن شما هيچ سهمي از شما نمي‌خواستند؟ آيا از استقلال شما جز اسمي باقي مي‌ماند؟

15ـ آيا شما فكر توهين‌هاي هوادارانتان در قالب شعار، پيامك و ... به نامزد رقيب هستيد؟ و چرا به اين رويه خود با متهم كردن دولت به رمال، كف‌بين و ... بر اين جو مسموم دامن زديد؟

ـ آقاي موسوي شما بارها بر ضرورت پيروي از قانون تاكيد كرده‌ايد، از جمله گفته بوديد: «... لازم است كه احترام دولت قانوني جمهوري اسلامي به دقت رعايت شود و انتقادات بصورت روشنگرانه، مستدل، دلسوزانه و نه با قصد فريب ارائه گردد...»

16ـ آيا از منظر شما بزرگنمايي نقايص دولت و مقصر دانستن دولت در بسياري از مشكلات در حاليكه بسياري از آنها ريشه در گذشته دارند، بدون عنايت به نقاط مثبت و متهم كردن رئيس دولت قانوني جمهوري اسلامي به صفات ناپسند، نگه داشتن احترام دولت و انتقاد روشنگرانه و دلسوزانه محسوب مي‌شود؟

17ـ دولتي كه علي رغم بسياري از مشكلات به اذعان رهبر معظم انقلاب، آرمانهاي انقلاب اسلامي را دوباره زنده كرد، مستحق حملات يكجانبه و غير منصفانه شما و اطرافيانتان است؟

18ـ جناب آقاي موسوي شما خود را خط امامي معرفي كرده‌ايد، حتماً اطلاع‌داريد كه مساله فلسطين قبل از پيروزي انقلاب اسلامي جزو دغدغه‌هاي امام خميني (ره) بوده و پس از انقلاب هم جزو مهمترين اركان سياست خارجي جمهوري اسلامي بوده است.

ـ حال چرا شما كه معتقديد مردم ايران ارزشهايشان را بوجود نان در سفره‌هايشان ترجيح مي‌دهند، دفاع از آرمانهاي فلسطين را به قوي‌شدن ايران موكول مي‌كنيد؟ به نظر شما ايران اسلامي در سالهاي اول انقلاب از لحاظ امكانات و توان داخلي قوي‌تر از ايران كنوني بود كه نه تنها از مردم فلسطين كه از تمامي مستضعفان جهان اعلام حمايت مي‌كرد؟

19ـ شما كه در سالهاي اول انقلاب تاكيد مي‌كرديد كه «... همراه برادران سوري و لبناني و فلسطيني آماده باز پس گرفتن تمام سرزمين‌هاي اشغال شده از رژيم صهيونيستي هستيم.» چرا به هوادارانتان در روز قدس امسال كه شعار «نه غزه، نه لبنان، جانم فداي ايران» را سر مي‌دادند اعتراض نكرديد؟ اگر امام زنده بود چه موضعي در مقابل اينگونه شعارها مي‌گرفت؟

20ـ شما كه ادعاي پيروي از امام داريد، حتماً به ياد مي‌آوريد كه هنگام به راي گذاشتن نوع حكومت در ابتداي انقلاب امام تاكيد كرد كه «جمهوري اسلامي نه يك كلمه كم ، نه يك كلمه زياد». پس چرا در برابر شعارِ «استقلال آزادي، جمهوري ايراني» طرفداران جنبش سبز سكوت كرده‌ايد؟

21ـ شما كه گفته‌ايد «... ولايت فقيه بزرگترين نقش را در پيروزي انقلاب داشته است و ما در اين سي سال بدون اين اصل هر لحظه ممكن بود به فضاي قبل از انقلاب غلت بزنيم، ولايت فقيه ما را در مقابل كودتا و خودمختاريها حفظ كرده است ... »، پس چرا به توصيه‌هاي مكرر ولي فقيه زمان در 23و24و26 خرداد ماه و دعوت ايشان به خويشتن داري، پرهيز از سخنان تحريك آميز و پيگيري اعتراضات از سير قانوني وقعي ننهاديد؟

22ـ شما كه معتقديد آيه‌الله خامنه‌اي «محور وحدت ملت و پاسدار ارزشهاي اصيل انقلاب است» چر از توهين‌هاي حاميانتان به ولايت فقيه در راهپيمايي روز قدس تبري نجسته و به آنان اعتراض نكرديد؟

23ـ به نظر شما مي‌توان همزمان امام خميني (ره) بود، اما به ولايت فقيه بي اعتقاد بود. مگر امام نبود كه فرمود: «پشتيبان ولايت فقيه باشيد تا آسيبي به مملكت نرسد» براي اين تناقض پاسخي داريد؟

24ـ جناب آقاي موسوي شما در تبليغاتتان در مذمت دروغ و دورغگويي زياد صحبت كرده و دولت وقت را نيز متصف به اين صفت ناشايتس خوانديد.

ـ آيا تناقض گويي‌هاي شما در پاسخ به سكوت بيست ساله‌تان تخطي از راستگويي نيست؟

25ـ آيا تاكيد چند باره شما بر رقم مبالغه آميز 300 ميليارد دلاري درآمد نفتي و هزينه شدن آن توسط دولت، دروغ محسوب نمي‌شود؟

26ـ آيا اگر نتوانيد، چنان كه تاكنون نتوانسته‌ايد، دليل محكمه پسندي بر تقلب در انتخابات ارائه كنيد، به دروغ نظام، مجريان و ناظران انتخابات را متهم به تقلب و حمايت از آن نكرديد؟

27ـ آقاي موسوي شما در يكي از سفرهايتان استقبال مردم از رئيس جمهور در سفرهاي استاني را به اين دليل دانسته‌ايد كه دولت برا ي افزايش جمعيت مستقبلين از امكانات دولتي استفاده كرده است. جدا از اينكه اين حرف شما چقدر صحت دارد، چون متاسفانه فقط اتهام مي‌زنيد و مدرك ارائه نمي‌كنيد، آيا اين توهين به شعور و حيثيت مردم ايران نيست كه براي استقبال از رئيس جمهورشان پول گرفته باشند؟! راستي استقبال مردم تركيه، كشورهاي آفريقايي و ... را از آقاي احمدي‌نژاد ديده‌ايد ؟! به نظر شما آنها چقدر گرفته‌اند تا در خوش‌آمدگويي از رئيس جمهور كشوري بيگانه ازدحام كنند؟

ـ آقاي مهندس موسوي شما نتيجه انتخابات 22 خرداد 88 را شعبده‌بازي و صحنه‌آرايي خوانده و خواستار ابطال انتخابات شديد.

28ـ چگونه شما در مصاحبه 10 دقيقه‌ايتان در ساعت 23:23ٰ، 22 خرداد 88، در حالي كه هنوز در برخي از شعب اخذ راي ادامه داشت و هنوز تمامي آرا شمارش نشده بود، خود را پيروز انتخابات خوانده و اعلام هر نتيجه ديگري را مردود دانستيد؟

29ـ آقاي موسوي برخي از دلايلي كه شما براي تقلب ذكر كرديد، مربوط به زمان قبل از راي گيري است. حال اگر شما از اين تخلفات اطلاع داشتيد، چرا همان موقع اعتراض نكرده و از صحنه انتخابات كنار نكشيديد؟

30ـ چرا در مصاحبه 10 دقيقه‌ايتان به اين تخلفات معترض نشديد؟ آيا غير از اين است كه شما بر اساس حدس و گمان خود را پيروز انتخابات دانسته و بعد كه اينگونه نشد ، صدا به اعتراض بلند كرده و بر طبل تو خالي تقلب كوبيدند؟

ـ اگر در انتخابات تقلب هم شده بود، شما فقط مي‌بايست با ارائه شواهد و مستندات به مرجع قانوني شكايت مي‌كرديد ، نه اينكه علاوه بر شاكي ، نقش قاضي را هم ايفا كرده و حكم بر بطلان راي 40 ميليون راي دهنده بدهيد. كجاي دنيا چنين چيزي مرسوم است؟

31ـ آقاي موسوي مگر امام نفرمود: «به مجرد اينكه يك مطلبي بر خلاف راي يك نفر است، نبايد بگويد مجلس درست نيست... شوراي نگهبان درست نيست. اين خودش درست نيست، بايد خودش را اصلاح بكند» پس چرا شما كه هنوز نان حمايت‌هاي امام را مي خوريد، در عمل مطيع فرمايشات آن بزرگوار و پذيرفتن قانون نيستيد؟

32ـ باز هم فرض كنيم كه ادعاي شما درباره تقلب درست مي‌بود، آيا كشاندن طرفداران به خيابان حتي در صورت داشتن مجوز قانوني آخرين گام يك اعتراض در يك حكومت مردم سالار و مبتني بر قانون نيست؟ چرا شما حرف آخر را اول زديد؟

34ـ آقاي مهندس موسوي ، شما و  همفكران اصلاح طلبتان در طول چند سال گذشته و در چند ماه اخير ، دولت نهم را متهم به پوپوليسم كرده‌ايد. به نظر شما آوردن سياست به خيابان و سوء استفاده از احساسات هواداران به جاي تعيين تكليف در سر صندوق‌هاي راي و عمل به راهكارهاي قانوني خود نوعي پوپوليسم نيست؟

35ـ چرا وقتي حمايت بيگانگان و پشتيباني رسانه‌اي آنها از اعتراض سبز خود و سوء استفاده فرصت طلبان و آشوب‌گران از فضاي بوجود آمده را ديديد، اولا به اين نمايش خيابانی پايان نداده و ثانياً صف خود را از بيگانگان و تخريب كنندگان اموال مردم جدا نكرديد؟ مگر اين امام نبود كه فرمود هر وقت ديديد دشمنان از مواضع و عملكرد شما حمايت مي‌كنند در كار خود شك كنيد؟

36ـ شما 23 سال پيش در پاسخ به شبهات مطرح شده به انتخابات ميان دوره‌اي مجلس گفتيد كه «در انتخاباتي كه همه مردم و شوراي نگهبان و همچنين روحانيت عزيزمان ناظر هستند، دولت نمي‌تواند اثر بگذارد.» خوب الان چه چيزي تغيير كرده كه دولت توانسته چندين ميليون راي را جابجا كند؟ چون فقط دولت از جناح شما نيست؟ آيا با چنين استدلالي تمامي انتخابات سي سال گذشته زير سوال نمي‌رود چون بالاخره هميشه يك طرف ماجرا دولتي بوده كه خود مجري انتخابات نيز بوده است؟

37ـ آقاي موسوي به نظر شما تشكيل كميته صيانت از آرا ، القاي شبهه تقلب از چند هفته قبل از انتخابات، آماده سازي هواداران با شعارهايي چون «اگر تقلب بشه، شنبه قيامت ميشه» صحبت همسر آقاي هاشمي رفسنجاني در هنگام راي دادن مبني بر اينكه اگر موسوي راي نياورد تقلب شده است، نامه پر از اما و اگر جناب هاشمي به رهبر انقلاب، فرستادن پيامك‌هاي مشكوك و دروغين در روز اخذ راي و ... حاكي از يك برنامه از پيش تعيين شده براي تحميل خواسته‌هاي يك جناح بر نظام و يا از آن بالاتر انقلاب نرم نبود؟ آيا اين برنامه‌ريزي با اطلاع‌ شما بود يا افراطيون دوم خرداد شما را دور زدند؟ اگر شما نقشي نداشتيد چرا با دامن زدن به شبهه تقلب و رهبري جنبش اعتراض آميز غير قانوني اين فتنه را شعله‌ورتر كرديد؟

38ـ جناب آقاي مهندس ميرحسين موسوي امام خميني (ره) مي‌فرمايد: «مجلس اگر راي داد و شوراي نگهبان هم آن راي را پذيرفت، هيچ كس حق ندارد يك كلمه راجع به اين بگويد. من نمي‌گويم راي خودش را نگويد؛ بگويد؛ راي خودش را بگويد؛ اما اگر بخواهد فساد كند، به مردم بگويد كه اين شوراي نگهبان كذا و اين مجلس كذا، اين فساد است و مفسد است يك همچو آدمي، تحت تعقيب مفسد في‌الارض بايد بگيرد.» حال آيا به قوه قضائيه ايران اين حق را مي‌دهيد كه حداقل از شما به جرم تخطي از قانون، معاونت در قتل چند تن از هموطنان، لكه‌دار كردن حيثيت نظام در داخل و خارج، دامن زدن به روحيه بي‌اعتمادي ميان مردم و مسئولان و تضعيف وحدت جامعه و ... بازخواست كند؟

39ـ اگر به هر دليل قوه قضائيه به سراغ شما نيامد آيا شجاعت اين را داريد كه تقصير را پذيرفته و از مردم، رهبري و خانواده‌هاي داغدار عذرخواهي كنيد؟

40ـ جناب آقاي موسوي اگر 20 سال پيش از شما سئوال مي‌كردند كه نظرتان درباره شخصي كه ادعاي اعتقاد به آرمانهاي امام خميني (ره) دارد اما به قانون اساسي، ولايت فقيه و انديشه‌هاي امام پاي‌بند نيست، چيست؟! چه پاسخي مي‌داديد؟ آيا فكر مي‌كرديد كه اين شخص روزي خودتان باشيد؟ چه نيكو گفت امام خميني (ره) كه «ميزان در هر كس حال فعلي اوست.»

والسلام

منبع: موسسه فرهنگی نرم افزاری آرمان