دنیاطلبان مجلس از شرمندگی بمیرند
قصهء دیروز مجلس گفتنی ست
هرکه بامجلس درافتد رفتنی ست
دولت محمود که بعد از انقلاب
بهتر از آنرا ندیده کس به خواب
در خیال خام خود با حقـه ای
کیش وهم ماتش نمودندعده ای
هر که را دولت معرفی نـمـود
بارها دادند به آن رأی کبود
چند نفرغالب نمودند خود به ما
دولـت ما را زدند تیـــر از قـــفا
بیسوادی؟ را نمودند خود وزیر
بعد دو ماه از چه رو آمد به زیر
آنکه گفتید در وزارت غاصب است
سالهاست استاد وصاحب منصب است
گر فلانی صادق است عزلش چرا
گر کلک زد بر شما بیچاره ما
رأی تان باطل شده اما چه زود
عقل و تدبیر شما چند روزه بود؟
نفرت و بغض شما از ریشه است
رأیتان** همراه خورده شیشه است
نقره داغش کرده اید آن یک نفر
کن به دانشگاه آزاد هم نظر
گر فساد آمد برون از خانه ای
می شود تنها مقــصر دانه ای
گر که کردان دروزارت غاصب است
سالها استاد و صاحب منصب ست!!
گر گرایش بر اصول دارید همه
مصلحت سنجی چرا و واهمه
غول ثروتهای کشور را ببین
گر که هستید واقعا ما را امین
آن که مدرکهای پولی می دهـد
ازچه رو در هر قضیه می رهد
رأی و پول من بود بر تو حرام
گر بترسی از فلان کس یا مرام
وام صد ملیون تومان چند روز قبل
برده است اهدافتان روی طبل
کینه در دلها چنان ره کرده باز
شد مقدم کینه توزی بر نماز*
دولت خدمت از این حرف و حدیث
شد خجل از طعنه خصم خبیث
یادم آمد قصه عمرو بن عاص
دورهء حیله گریهای خواص
عده ای با اشعری کردند وفاق
مالک اشتر چه سازد با نفاق
اشعری ها سدّ مالک گشته اند
آنچه مالک کشته از هم رشته اند
چون که مالک امر رهبر را شنید
حکم مولا بود و بر جانش خرید
هر دو گویند ما مطیع رهبریم
در حقیقت ما از او فرمانبریم
آنکه اندر بند شیطان من است
ازعذاب روز محشر ایمن است!
عاقبت (طوفان) فرو خواهد نشست
لکه ای ماند از این اعمال پست
مکتب رزمندگان با این پیام
کرده افشا راهتان را والسلام