خبرهای ویژه


ما فقيريم، بي بي سي ما فقير است VOA ما فقير است...!
چند نفر از گردانندگان روزنامه هاي زنجيره اي براي دلداري دادن و تحريك كروبي به ملاقات وي رفتند. اين عده كه از جمله عباس عبدي و مصطفي ايزدي در ميان آنها بودند ضمن تمجيدهاي غلوآميز از كروبي خواستند در پي راه اندازي شبكه ماهواره اي باشد. كروبي در پاسخ ادعا كرد مشكل اصلي در راه اندازي شبكه صبا، مشكلات مالي بوده است.
ملاقات كنندگان با كروبي ضمن اشاره به تشنج آفريني وي در نمايشگاه مطبوعات و برخي جنجال آفريني هاي قبلي كروبي در نشر شايعات، به وي به عنوان «سياستمداري با كنش ناب سياسي در انساني ترين شكل» تبريك گفتند. شماري از اين ملاقات كنندگان (مانند حسن - الف و رضا- خ)، هم اكنون با سايت هاي ضدانقلابي راه اندازي شده در خارج از كشور كه رسماً از بودجه هاي دولتي كشورهاي غربي تغذيه مي شوند همكاري مي كنند، برخي از همكاران متواري اين افراد در مطبوعات زنجيره اي هم اكنون به صورت علني در استخدام شبكه ها و سايت هايي نظير بي بي سي انگليس، صداي آمريكا، راديو فردا، راديو زمانه، روزنت، جرس، موج سبز و... قرار گرفته اند. مهاجراني و كديور هم كه اخيراً اعلام كردند مايل به راه اندازي شبكه ماهواره اي هستند، مدعي شده اند مشكل مالي دارند و چون مي خواهند كاملا ايراني باشند، فقط از نيروهاي داخلي درخواست كمك مالي مي كنند(!) هر دوي اين سياست بازان، پيش از اين بارها در سناريوهاي آمريكايي و انگليسي معارضه با نظام و قانون اساسي ايفاي نقش كرده اند. اين دو كه نسبت فاميلي نزديك به هم دارند پيش از انتخابات چنين تظاهر كردند كه يكي (مهاجراني) از كروبي و ديگري (كديور) از موسوي حمايت مي كند اما هم اكنون در پروژه اي مشترك نظير جرس- ثبت شده در آمريكا- همكاري نزديك دارند.

ايران با اين دو سلاح گريه مقامات امنيتي اسرائيل را درآورده است

يك روزنامه صهيونيستي نوشت: ايران با داشتن دو سلاح مهم يكي زبان گفت وگوي سياسي در دنيا و ديگري مقاومت، همواره نگراني اسرائيل را برانگيخته است.
يديعوت آحارونوت با بيان اين كه «ايران خطرناك ترين دشمن اسرائيل است و آينده اسرائيل را تهديد مي كند» نوشت: اين تهديد به خاطر همكاري هاي اين كشور با جبهه هاي مختلف در منطقه و بازي هاي سياسي آن روز به روز ابعاد گسترده تري يافته و حتي دستگاه هاي جاسوسي اسرائيل را از يك سو مبهوت و متحير و از سوي ديگر سرخورده و نگران كرده است.
به نوشته اين روزنامه صهيونيستي «هوشمندي و ذكاوت مقام هاي ايراني، اشك مسئولان امنيتي اسرائيل را درآورده است».
يديعوت آحارونوت با اشاره به گسترش نفوذ جمهوري اسلامي ايران در منطقه و تنگ شدن عرصه بر متحدان اسرائيل و آمريكا در منطقه، به مانور ديپلماتيك ايران در چالش هسته اي پرداخت و نوشت: ايراني ها مي دانند كه چگونه بايد برخورد كنند و چگونه مانور سياسي را در سطح جهاني انجام دهند به گونه اي كه افكار عمومي و سياسي جهاني هم برانگيخته شود. جاي تعجب است كه جهان همه مصيبت هايي را كه ايران تا به حال به وجود آورده به راحتي از ياد مي برد و تحولات لبنان و غزه و عراق را ناديده مي گيرد و براي برقراري روابط مستحكم با نظام ايران تلاش مي كند. اين يك تصميم و رويكرد خطرناك است كه سران دستگاه امنيتي اسرائيل را با ناكامي مواجه كرده است. بدين ترتيب ايراني ها در وقت كشي موفق شده اند و اين موفقيت روز به روز پررنگ تر مي شود، بدون اين كه طرفي از طرف هاي هسته اي به راه حلي دست يابد. ايران با دو اسلحه گفت وگوي سياسي و مقاومت، ما را در خاورميانه با بحران واقعي رو به رو كرده است.

موسوي درجه دار شد؛ ديكتاتور كودتاچي!

عضو متواري گروهك تروريستي منافقين كه در روزگار قدرت اصلاح طلبان با مطبوعات زنجيره اي اين طيف همكاري داشت، اعلام كرد اصلاح طلبان و در رأس آنها موسوي و كروبي با ميل به راديكاليسم، ولايت فقيه را نشانه رفته اند.
حسين-ب در سايت ضد انقلابي ايران امروز تأكيد كرد: جنبش سبز به كانون همگرايي نيروهاي سياسي اصلاح طلب و تحول خواه اعم از مذهبي و سكولار تبديل شده و سهم مهمي در راديكال كردن بخش عظيمي از نيروهاي اصلاح طلب داشته است. اين طيف نه شخص رهبر بلكه مقام ولايت فقيه را هدف گرفته اند.
اين مهره ضد انقلاب كه از خارج كشور با روزنامه زنجيره اي نشاط همكاري داشت اضافه مي كند: آقايان موسوي و كروبي با پايداري صريح و رد حكم صريح رهبري، به كانون صف تحول خواهان ]اسم مستعار انتخاب شده براي ساختارشكنان[ رانده شده اند هر چند همه گرايش هاي موجود در موج سبز را نمايندگي نمي كنند. تعريف شناخته شده اي از جنبش وجود ندارد و هر كس از ظن خود يار آن شده اما قدر مسلم اين است كه اين حركت ولايت فقيه را هدف گرفته است.
وي همچنين با رنگين كماني خواندن جنبش سبز! نوشت: نمي توان انتظار داشت آقايان موسوي و كروبي همه نظرات نيروهاي فعال در جنبش را نمايندگي كنند، آنان كافي است كه به وجه مشترك اين نيروها كه هدف گرفتن ولايت فقيه است، تأكيد بورزند. اين را مي توان در اظهارات روحانيان مرجع اصلاح طلبان مانند آيت الله منتظري و سخنگويان آقايان موسوي و كروبي در خارج كه از گزند مأموران امنيتي به دورند (حلقه جرس و كساني مانند آقايان كديور و مهاجراني) دريافت.
گفتني است در حالي كه با سوء استفاده از رنگ سبز، حلقه مخملين اطراف موسوي سعي كردند از وي چهره اي اسلامي، شيعي و اهل بيتي ترسيم كنند اما همان گونه كه مكرراً در سخنان عناصر داخلي و خارجي حاضر در طيف اپوزيسيون ديده مي شود، آنها به جاي رنگ سبز قائل به رنگين كماني شامل عناصر شبه مذهبي، مدعيان اصلاحات، لائيك ها و سكولارها، ماركسيست هاي چپ و ليبرال هاي سوپر راست (آمريكايي هاي نقابدار و بي نقاب)، سلطنت طلبان، تروريست هاي منافق و... هستند. به عبارت ديگر آنچه واقعيت دارد نه سبز اسلامي و نه رنگين كمان رنگ ها، بلكه «جنگ احزاب» و... صف آرايي مجدد گروهك هاي ضد انقلاب با سازماندهي قدرت هاي استكباري به ويژه شيطان بزرگ است.
تبديل شدن عناصري نظير موسوي و كروبي به مهره هاي آلت دست جريان هاي برانداز در حالي است كه موسوي به هنگام تبليغات انتخاباتي و براي فريب مردم وفادار به نظام و انقلاب بارها گفته بود «ولايت فقيه جلوي انحراف و ديكتاتوري و كودتا را مي گيرد و ضامن كشور و انقلاب است». اظهاراتي از اين دست و مانور وي روي شعارهايي نظير خط امام، بازگشت به آرمان هاي انقلاب، حمايت از محرومان و... در واقع بسترساز اصلي براي ريختن 13 ميليون رأي به نام موسوي در صندوق ها بود. در اين ميان بنابر شهادت خود موسوي و اظهارات حاميان امروز وي مبني بر اينكه امثال موسوي، جايگاه ولايت فقيه - و نه حتي شخص رهبري- را هدف گرفته اند، روشن است كه امثال موسوي مصداق انحراف، ديكتاتوري و كودتاي شكست خورده هستند و در اين كسوت، درجه دار گروهك هاي ضد انقلاب محسوب مي شوند.
فارغ از شهادت هاي مكرر ميرحسين موسوي و كروبي درباره نقش ولايت فقيه در مقابله با انحراف و ديكتاتوري و كودتا، اين دو در عمل نيز از همان هنگام كه به گردن كلفتي در برابر انتخاب اكثريت پرداختند و به قيمت ايجاد آشوب، نا امني و لطمه به حيثيت كشور خواستار به هم ريختن قواعد و قوانين دموكراسي شدند، عملاً انحراف و ديكتاتوري و كودتاگري خويش را اعلام كرده بودند.

بهشتی خائن و زمینه‏سازی برای اغتشاش در 13 آبان

 ثانیه‏نیوز- مهدی امامقلی- در بازی دومینو اولین اشتباه، آخرین اشتباه است. فروریختن آغازین در چینش‌های ناتمام، نه به اشاره سرانگشت بازیکن بلکه به سبب غفلتی است که در قطار کردن قطعات از سوی او صورت می‌گیرد و به جای آرامش در پیروزی و فرو ریختن در انتهای چینش، ‌ در ابتدا ناکامی و شکست را رقم می‌زند. به عقیده برخی سطحی‌نگران که سیاست و سیاستمداری را پهنه بازی و بازیگردانی می‌پندارند، انتخابات دهم برای اصلاح‌طلبان فرصتی را فراهم آورد تا با احیای تشکیلات و دکوپاژ کردن صحنه انتخابات، آغازگر یک دومینوی سیاسی و به زعم ذهن متوهم و اتوپیایی تئوریسین‌هایشان تحقق بخش استراتژی‌های «فتح سنگر به سنگر»، « حاکمیت علیه حاکمیت » و یا «فشار از پایین و چانه زنی از بالا» باشند. غافل از آنکه جبهه اصلاحات به دلیل عدم توجه به نقش رهبری و نیزعدم شناخت از ملت ایران در همان آغاز راه به شکست محکوم شد.

نمایشگاه مطبوعات امسال، عرصه‌ای شد تا بازیگردانان سیاسی جریان دوم خرداد بی توجه به ناکامی‌های گذشته، ‌ دومینوی منتفی را ادامه دهند و در مینای شکسته خود بخورند و با کوفتن برطبل دروغ، سر در گریبان، مظلوم نمایی نمایند و حامیان دولت را عامل توهین و حمله به بهشتی و کروبی معرفی کنند.

گمان باطلی است که سرکردگان و پرده‌نشینان انتخابات بخواهند با حضور در مجامع سیاسی و رسانه ای و یا آکادمیک و دانشگاهی، آب رفته را به جوی بازگردانند و مفاهیمی چون« جمهوری ایرانی » را از «توهمات به واقعیات» و از «حاشیه به متن » کاسه به کاسه بکنند و یا در اذهان عموم باب « تغییر» را مفتوح نگاه دارند؛ چرا که با مردم مسلمان ایران نمی‌توان چنین معامله ای کرد.

شاید حضور عضو ارشد ستاد میرحسین موسوی قبل از ورود خاتمی یا موسوی به شانزدهمین نمایشگاه مطبوعات تنها گامی برای محک زدن فضای سیاسی موجود برای ورود خاتمی و یا موسوی و کلید خوردن عملیاتی دیگر در راستای روز قدس و یا تمهیدی برای غائله آفرینی 13 آبان باشد مگرنه چه دلیلی برای حضور تشکیلاتی توام با شعار عضو ارشد ستاد انتخاباتی میر حسین آنهم دو روز پس از حضور کروبی و اسلحه کشی اطرافیان وی وجود داشت؟

پرواضح است که بدرقه کروبی و بهشتی به عنوان عوامل دامن‌زنی به آشوب‌ها از سوی ناظران بیرونی و بازدیدکنندگان نمایشگاه مطبوعات با شعارهایی چون «مرگ بر دروغگو»، «بهشتی، ننگ بهشتی شده» نه تهمت و نه دروغی است و نه دلیلی بر این ادعا که حامیان دولت فقط در نمایشگاه حضور دارند! این واقعیت مدلول این ادعاست که مردم از دمخوری اصلاح‌طلبان با غرب دلخور شده‌اند وگوششان به شعارها ادعایی کذایی و ایذایی ایشان بدهکار نیست و اکنون اصلاحات و طراحان و تئوریسین های آن به بن بستی حقیقی گرفتار شده‌اند.

ادامه « فتنه » و سناریوهای صورت‌بندی شده در دانشگاه‌ها، ورزشگاه آزادی، روز قدس و نمایشگاه مطبوعات که همه به شکست انجامید، تنها چینش های متزلزل و «شکست در میانه راه » از این دومینوی انتخاباتی است که در نطفه و بادی امر از سوی مردم و رهبری نظام اسلامی محکوم به شکست و تباهی شد و به شهادت تاریخ ادامه این راه چیزی جز«آب در هاون کوبیدن» و «به ثمن بخس هزینه شدن» و رهاوردی جز انزجار و تنفر اذهان عمومی را به همراه نخواهد داشت...
 
موساد درلباس اشغالگران عراق


ماموران امنیتی رژیم صهیونیستی اقدامات جاسوسی درلباس اشغالگران آمریكایی در عراق را آغاز كرده اند.
ماموران موساد كه پیش از این تلاشهای بسیاری را برای نفوذ درمناطق شمالی و كردستان عراق آغاز كرده بودند‘ اخیراً برای شناسایی معابر نفوذی وخلاهای نوارمرزی جمهوری اسلامی ایران‘ درپوشش نیروهای آمریكایی ظاهر و به فعالیتهای جاسوسی مشغول شده اند.
یك مقام آگاه  با بیان اینكه نیروهای منافقین نیز در این  اقدامات جاسوسی ماموران موساد را همراهی می كنند ‘ هدف از اقدامات پوششی نیروهای امنیتی رژیم صهیونیستی را خشم و انزجار مردم عراق از آنها عنوان كرد و گفت: ملت مسلمان عراق هرگز حاضر نیستند پای نیروهای رژیم نامشروع صهیونیستی به این كشور باز شود.

تکذیب جلسه جامعه روحانیت برای میانجیگری سیاسی

 


یک عضو شورای مرکزی جامعه روحانیت گفت،هیچ گونه میانجیگری بین گروه های سیاسی از سوی این تشکل صورت نخواهد گرفت.
در پی انتشار اخباری مبنی بر تشکیل جلسه امشب جامعه روحانیت مبارز با حضور اعضای کمیته هفت نفره برای بررسی راهکارهای میانجیگری بین گروه های سیاسی عضو شورای مرکزی جامعه روحانیت مبارز گفت:تنها مرجع حکمیت بین گروه های سیاسی دستگاه قضایی است.
حجت الاسلام شجونی گفت: تشکیل جلسه اعضای جامعه روحانیت مبارز برای میانجیگری بین سران گروه های سیاسی صحت ندارد و اساسا کذب محض است چرا که این اعضا معتقدند حکمیت بین سران گروه های سیاسی تنها از طریق دستگاه قضایی می تواند صورت گیرد


 
حاشيه‌هاي سخنراني رسايي در دانشگاه اهواز


بسيج دانشجويي دانشگاه چمران اهواز جلسه سخنراني و پرسش و پاسخي را با حضور حميد رسايي نماينده مردم تهران برپا کرده بود که اين جلسه به دليل شعارهاي برخي سبزپوشان که قصد داشتند اجازه سخنراني به وي را ندهند، با حاشيه هايي همراه شد.
    
نماينده مردم تهران در اين جلسه، همه شعارهاي سبزپوشان را توضيح داده و آن شعار را بي اثر مي‌کرد که همين مساله سبب شد تا حاشيه ها تبديل به متن جلسه شود.
*ساعتي پيش از برگزاري مراسم ، سالن آمفي تئاتر شهيد آويني دانشگاه شهيد چمران پر شده بود و بيش از 150 نفر نيز به صورت ايستاده در جلسه حضور داشتند.
*برنامه قرار بود ساعت 12 و 30 آغاز شود اما به دليل شعاردهي حدود 50 نفر که چهره‌هاي خود را با دستمال سبز پوشانده بودند با 30 دقيقه تاخير آغاز شد.
*شعار مرگ بر ديکتاتور از سوي برخي سبزپوشان داده شد که رسايي نيز اين شعار را تاييد کرد و گفت: بله ما هم مي گوييم مرگ بر ديکتاتور اما ديکتاور واقعي کسي است که ارزشي براي راي 40 ميليوني مردم قائل نيست و آن را قبول ندارد.
*مسوولان برگزاري اين جلسه به رسايي اعلام کردند که عده اي قصد به هم ريختن جلسه را دارند و جلسه را لغو کنيد اما رسايي نپذيرفت و يک ساعت و نيم در جلسه صحبت کرد.
* قاري برنامه در حالي که شعار سر مي دادند، با بصيرت کامل آيه " في قلوبهم مرض ..." را قرائت کرد.
*دانشجويان سبزپوش که تعداد آنها حدود 50 نفر بود شعار "توپ تانک بسيجي ديگر اثر ندارد" را سر دادند که رسايي گفت: بله اين شعار درستي است چون موسوي هم مي گفت که من بسيجي ام اما متاسفانه مي بينيم که اکنون راديوهاي بيگانه از او حمايت مي کنند پس ما هم مي گوييم بسيجي آمريکايي ديگر اثر ندارد. اين پاسخ با استقبال حاضران مواجه شد و براي دقايقي شعار "بسيجي آمريکايي ديگر اثر ندارد" از سوي حاضران سر داده شد.
* همزمان با آغاز سخنان رسايي، سبزپوشان شروع به پرتاب اشياء مختلف به سمت او کردند که وي گفت: اين دوستان حتما مي دانند که من چه مي خواهم بگويم که اينطور عصباني شده و اجازه سخنراني به من نمي دهند.
*آرامش رسايي در اين جلسه به گونه اي بود که در طول اين برنامه لبخند به لب داشت. اين حالت باعث مي شد تا سبزپوشان بيشتر عصباني شوند.
*رسايي از دانشجويي که دستبند سبز به دست داشت و در رديف اول نشسته بود خواست تا روي سن بيايد و نظراتش را بگويد و اين را نشانه آزادي بيان و احترام تفکرات طرف مقابل دانست اما همان عده قليل اجازه سخنراني به آن دانشجو را نداده و در زمان صحبت او نيز همان جو را حاکم کرده و شروع به تمسخر اين فرد کردند.
* اين مساله سه بار ديگر تکرار شد و جمعا چهار نفر از سبزپوشان در کنار رسايي حاضر شدند و نظراتشان را گفتند و رسايي نيز به سوالات آنان پاسخ داد. رسايي هر بار قبل از سخن آنها اعلام کرد: اگر شما سخن بگوييد و اين جماعت نگذارند من پاسخ دهم يعني آنها قائل به ديکتاتوري هستند.
*رسايي گفت: دانشجو اهل گفت و گو و منطق است و نه داد و قال که در اين هنگام دانشجوياني که اکثريت جلسه را تشکيل مي‌دادند، با شعار " الله اکبر" نظر او را تاييد کردند.
*عده اي از طرفداران سبزپوش شعار راي ما را پس بدهيد سر دادند که رسايي پاسخ داد: ما راي تقلبي و راي به کانديداي آمريکايي را نمي دزديم. با اين جمله جمعيت به وجد آمد و به تشويق وي پرداختند.
* در ادامه جلسه سبز پوشان شعار دادند: "رسايي بي عرضه " که اين نماينده پاسخ داد: حضور چهل ميليوني مردم در انتخابات نشان داد که ما بي عرضه نيستيم و الا نمي‌توانستيم مردم را پاي صندوق بکشانيم.
*زماني که يکي از حاضران سبزپوش بطري آب به سمت رسايي پرت کرد، وي گفت: ياران پيامبر هم زماني که قصد بيان حقايق به مردم را داشتند، به سويشان سنگ پرتاب مي کردند. ما از اين حرکات ترسي نداريم. الزيدي هم کفش به سوي بوش پرتاب کرد و ابوذر هم استخوان به سوي معاويه پرتاب کرد و آنها هم به سوي ياران پيامبر سنگ پرتاب مي کردند. مهم نيست که چه چيزي پرتاب مي شود بلکه مهم اين است که پشت اين پرتاب چه تفکري نهفته است.
*جواب هاي صريح رسايي موجب شد تا اواخر جلسه طرفداران سبزپوش که در ابتدا حدود 50 نفر بودند و شعار سر مي دادند به کمتر از پنج نفر رسيده و با عصبانيت بر سر دوستان خود فرياد مي زدند که چرا شعار نمي دهيد.
*رسايي پس از سخنراني يک و نيم ساعته و مقاومت در برابر شعارها گفت: من مي خواستم در سخنراني هم همين‌ها را بگويم که در جنگ نرم شعار مرگ بر ديکتاتور سر مي دهند ولي سعي مي کنند ديکتاتوري نوين را حاکم کنند که نمونه هايي از آن را ديديد.
* دانشجويان سبز پوش شعار سر دادند: "ابطحي زير شکنجه اعتراف کرده" که رسايي پاسخ داد: اگر ابطحي و حجاريان زير شکنجه اعتراف کردند، پس آدم هاي بي‌عرضه‌اي هستند. چون شهيد آيت الله سعيدي را هر قدر هم که شکنجه کردند نظرش را تغيير نداد ولي با شناختي که از ابطحي دارم قائلم که فردي منطقي است و وقتي ديده شرايط چگونه است از اعمال خود پشيمان شده و اعتراف کرده است.
*دانشجويان سبز پوش عصباني وقتي هر شعاري مي دادند و رسايي آن شعار را توضيح داده و به خودشان برمي گرداند، شعار "مرگ بر تو" را سر مي‌دادند که رسايي گفت: مرگ حق است و سراغ همه مي آيد مهم اين است که وقتي مرگ سراغ ما آمد، دشمنان اسلام از مرگ ما خوشحال شوند.
*رسايي در پايان از تمام دانشجويان تشکر کرد حتي از دانشجوياني که پارچه سبز به دست داشته و در جلسه حاضر بودند ولي به صورت منطقي برخورد مي‌کردند نيز تشکر کرد.

تبدیل آب به سلاحی برای آواره کردن فلسطینیان


سازمان عفو بین الملل اعلام کرد: رژیم صهیونیستی فلسطینیان را به منظور آواره کردن آنان، از آب آشامیدنی سالم محروم کرده است.
به گزارش الجزیره انگلیسی ، این سازمان همچنین اعلام کرد، صهیونیست ها 80 درصد از تنها منبع آب کرانه باختری را برای استفاده خود اختصاص داده اند و سیاست های رژیم صهیونیستی درباره فلسطینیان سرزمین های اشغالی تبعیض آمیز است .
خبرنگار الجزیره انگلیسی در گزارشی در این باره گفت: بسیاری از کشاورزان کرانه باختری به علت کاهش بارندگی ها مجبورند، برای آبیاری زمین های خود، اب باران را در تانکر ذخیره کنند.
وی افزود: اما متاسفانه ارتش اسرائیل تاکنون این تانکرها را از بین برده است.
رژیم صهیونیستی حتی راضی نیست فلسطینیان به آب شیرین این کمترین امکان هم دسترسی داشته باشند.
"هاشم شرابتی" عضو گروه حقوق بشر الحق هم در این باره گفت: اسرائیل اجازه ایجاد هیچ تاسیسات و ساخت و ساز را به فلسطینیان نمی دهد.
وی افزود: هرگاه هم فلسطینیان درخواست مجوز کرده اند این مجوز هرگز به آنها داده نشده است.
در حالی که فلسطینیان آب کافی برای نوشیدن و شستشو ندارند، هیچ کمبود آبی در مناطق یهودی نشین دیده نمی شود.
رژیم صهیونیستی آب را به راحتی هدر می دهد، به طوری که در پارک های آن ها انواع فواره های پر از آب دیده می شود.
"روورا" نویسنده گزارش عفو بین الملل نیز گفت: وقتی از اسرائیلی ها درباره علت تخریب تاسیسات آبی فلسطینیان پرسیدیم، آنها به صراحت گفتند که دوست ندارند فلسطینیان در این مناطق زندگی کنند، زیرا از نظر آنها حضور فلسطینیان در این مناطق غیرقانونی است.