خاتمی منافق و خیانتهای سریالی
آقاي خاتمي! پاسداشت اين نجابت مبارک باد
عبدالله گنجي- كيان تاجبخش كه دو سال پيش در ايران دستگير شده بود و پس از مدتي آزاد شد، مجدداً در حوادث اخير دستگير شد.
كيان تاجبخش كه دو سال پيش به جرم طراحي انقلاب رنگي در ايران به همراه هاله اسفندياري و رامين جهانبگلو دستگير شده بود و پس از مدتي آزاد شد، مجدداً در حوادث اخير در تهران دستگير شد. عدم درسگيري وي از دستگيري قبلي و ورود مجدد وي به عرصه آشوب در خيابان هاي تهران، نشان از مأموريتي ميداد كه تاجبخش بايد به هر نحو ممكن آن را تكميل ميكرد. تاجبخش از سخنراني خود براي تاج زاده و دوستانش در وزارت كشور در دوران اصلاحات سخن گفت، حجاريان نيز از آشنايي خود با تاجبخش از طريق آقاي هاديان استاد دانشگاه تهران خبر داد.
اما تاجبخش علاوه بر توضيح درباره چگونگي اقدامات مؤسسه سوروس براي براندازي نرم و انقلاب مخملي، به ديدار خاتمي و نماينده وقت ايران در سازمان ملل (ظريف) با رئيس مؤسسه مذكور نيز اشاره كرد. البته باوركردني نبود كه رئيس جمهور اسلامي ايران با رئيس مؤسسه مسؤول جهت براندازي حكومتهاي غير همسو با آمريكا نشست داشته باشد و دفتر خاتمي هم بلافاصله با صدور اطلاعيهاي آن را كذب دانست و اعترافات تاجبخش را تحت فشار و فاقد وجاهت و اعتبار حقوقي دانست.
بعد از تكذيب اين موضوع توسط خاتمي، رسانههاي داخلي نيز از پيگيري موضوع صرفنظر كردند تا اينكه اخيراً رئيس مؤسسه سوروس در سخنراني مفصل خود به مناسبت سالگرد 11 سپتامبر در هتل «ترامپ» نيويورك از ملاقات چند باره خود با خاتمي پرده برداشت و ضمن يادآوري آنچه به خاتمي گفته بود، برخي از جملات ذليلانه خاتمي را نيز بازگو كرد، بنابراين اكنون ميتوان گفت كه نه تنها حزب مشاركت و تئوريسينهاي اصلاحات به دنبال الگوگيري جهت براندازي نرم بودهاند، بلكه رئيس جمهور سوگندخورده نظام جمهورياسلامي هم دل درگرو سوروس داشته است و براي اجراي برنامههاي خود كه نمادهاي آن همچون، هجمه به اعتقادات، گسترش NGOها، تحريك جنبش دانشجويي و كارگري و زنان و اقوام كاملاً ملموس بود، دست توسل به دامن سوروس برده است.
سوروس در سخنراني خود ريشه حادثه 11 سپتامبر را در بنيادگرايي و تصلب بخشي از مسلمانان ميداند و ميگويد: در مقابل اين جريان ستيزهجو، بخشي از انديشمندان مسلمان نظير حامد ابوزيد، عبدالكريم سروش و محمد خاتمي با بهرهگيري از آموزههاي «كارل پوپر» تلاش ميكنند تا اسلام را با دنياي مدرن آشتي دهند.
سوروس ادامه ميدهد: «يكي از جملاتي كه من در ارتباط با پيشبرد دموکراسي (بخوانيد سکولاريسم) در جهان اسلام بهويژه در ايران، در آن حضور يافتم، ملاقاتي بود که در روز سهشنبه 14 سپتامبر 2006 با محمد خاتمي، رئيس جمهور سابق ايران برگزار کردم. من حدود 10 سال در انتظار (بخوانيد در کمين) ديدار آقاي خاتمي بودم، به همين دليل اين ديدار آنچنان براي من جذاب و به ياد ماندني بود که حتي روز و ساعتش نيز در حافظهام ثبت شده است.
سوروس سپس به سخنان ذليلانه و منفعلانه و تهي از نزاکت ملي خاتمي اشاره ميکند و ميگويد:«خاتمي در اين جلسه به من گفت که تعارض بين ساختار حقيقي و ساختار حقوقي در ايران مهمترين مانع براي پيشرفت و توسعه روابط ايران با غرب است،» مقام معظم رهبري ساختار حقيقي نظام جمهوري اسلامي را آرمانهاي انقلاب، ايستادگي مقابل زورگويان و عدالت و... ميداند. لذا خاتمي با بيزباني ميخواهد بگويد: ايستادگي مقابل زورگويان در ايران توسط رهبري و مردم، جسارت ما را در پالودهخوري با شما کاسته است و بايد به نوعي ساختار حقيقي را دچار قبض و بسط کرد. در سند تعاملات راهبردي حزب مشارکت نيز خواستار توسعه نهادهاي مدني به عنوان ساختار حقيقي نظام شدهاند که ماحصل آن برآورده شدن اهداف بنياد سوروس است.
خاتمي در ادامه سخنان خود به صورت عريان، مردمسالاري ديني را امري محال ميداند و تلويحاً همان حاکميت دوگانه را به عنوان نسخه جايگزين ارائه ميدهد. سوروس در ادامه سخنانش ميگويد:«خاتمي معتقد بود که دموکراسي و رواداري دولت با ساختار کنوني يک حکومت مذهبي که در رأس آن رهبر مذهبي حکمراني ميکند به دست نخواهد آمد.» سوروس ادامه ميدهد: «خاتمي انتخاب احمدينژاد را حرکتي در جهت تثبيت بيشتر قدرت رهبري مذهبي ايران ارزيابي کرد و معتقد بود که در دوران احمدينژاد جامعه مدني تحت فشارهاي بيشتري قرار گرفته است.»
قطعاً آقاي خاتمي ميداند که سوروس اين سخنان را در دادگاه جمهوري اسلامي و تحت فشار(!) بر زبان جاري نکرده است اما آنچه از جمله اخير برداشت ميشود ترجمه جملهاي است که فرمانده کل سپاه از قول خاتمي درباره انتخابات اخير گفت که اگر به هر قيمتي اصلاحات دوباره به قوه اجرايي بازگردد، ديگر رهبري اقتداري در جامعه نخواهد داشت.
لذا از ديدگاه خاتمي، اختيارات، وظايف و قدرت رهبري بستگي به حضور خاتمي يا احمدينژاد در قدرت دارد و اعمال اختيارات و فرامين رهبري در صورت به قدرت رسيدن هر يک از دو نفر فوق متفاوت خواهد بود. ميرحسين موسوي هم براي 16 سال خاتمي و هاشمي نگران نبود، اما براي چهار سال احمدينژاد نگران بود و به ميدان آمد، آن 16 سالي که موسوي نگران آن نبود همان 16 سالي است که فائزه هاشمي معتقد است «رهبري در زمان بابا و خاتمي رهبر نبود، اما در اين چهار سال واقعاً رهبر بود.»
بنابراين سخن خاتمي، فائزه و موسوي از يک جنس است و بنياد سوروس هم چيزي غير از اين نميخواهد.
سوروس ميخواهد جوهره ارزشي و ايدئولوژيک نظام حذف و جامعه مدني مد نظر غرب توسط خاتمي و حزب مشارکت به اجرا درآيد، سند تعاملات راهبردي حزب مشارکت نيز فتوکپي دستورالعملهاي سوروس است، بنابراين بايد به خاتمي گفت از اين عريانتر نميشود.
مقام معظم رهبري شما را فردي نجيب ميدانستند، پاسداشت اين نجابت مبارک باد!؟ و تا دير نشده بابت اين حرکت زشت و همچنين تمسخر نيروهاي مسلح نزد وزير خارجه انگليس، از مردم عذرخواهي کنيد تا خداي نکرده بيش از اين با خصيصه نفاق شناخته نشويد.
اما به مدير مؤسسه سوروس بايد گفت خوشخدمتي تجديد نظرطلبان براي شما کافي است تا ملت ايران منسجمتر از هميشه پشت سر رهبر ديني خود گرد آيند. آنان چشم شما را روشن ميکنند و حمايت شما از آنان ملت ما را منسجمتر ميکند. بگرد تا بگرديم.