حمایت محتشمی پور از رهبران کو مله و دموکرات


قدري مطالعه و بازخواني اسناد و مدارك موجود از كارنامه سردمداران جريان موسوم به اصلاح‌طلب به طور ملموس زورگويي ها و رفتارهاي نابهنجار و قلدرمآبانه افراد مذكور را در هنگامي كه متصدي مناصب دولتي بودند، برملا مي‌سازد.
براي نمونه و به عنوان شاهدي براي اين مسئله بررسي نوشته‌هاي علي اكبر محتشمي پور وزير كشور دور دوم نخست وزيري مير حسين موسوي در سال‌هاي جنگ تحميلي و فردي كه هم اكنون نيز مسئول ستاد ساختگي صيانت از آراي موسوي كانديداي ناكام دوره دهم انتخابات رياست جمهوري است، خالي از لطف نخواهد بود.
وي پس از انتخابات رياست جمهوري در سري نامه‌ها و نشست‌هاي خبري متعدد بر طبل ابطال انتخابات بدون ارائه سند و تنها بر اساس اينكه نتيجه انتخابات براي وي و هم‌حزبي‌هايش خوشايند نبود، مي‌كوبيدند.
اما بازخواني يكي از نقاط تاريخي كشور در سال‌هاي آغازين انقلاب اسلامي دليل و ريشه اصلي اين رفتار قانون گريزانه دوستان اصلاح‌طلب را مشخص مي‌كند.
بنابراين گزارش وي در خاطره‌اي كه در كتاب "چند صدايي در جامعه و روحانيت " به سبب رد صلاحيت يكي از نزديكان شيخ عزالدين حسيني -از رهبران جريان كومله و دموكرات كردستان- آورده است، چنين مي‌نويسد:
"صلاحيت فردي كه مسئول دفتر شيخ عزالدين حسيني بوده است را رد كرده‌اند، اينجانب به استاندار آذربايجان غربي مرحوم عطايي گفتم: به استناد به كدام ماده قانون گفته است كه صلاحيت اين فرد بايد رد شود؟ يا اين شخص بايد بر اساس قانون تاييد صلاحيت شود يا فرماندار سردشت از طر ف وزير كشور عزل خواهد شد. "
اين گفته از سوي وزير اسبق كشور در حالي صورت مي‌گيرد كه عزالدين حسيني از رهبران مذهبي كومله و دموكرات و همواره از مخالفان سر سخت نظام مقدس جمهوري اسلامي و خواهان استقلال كردستان بوده است. لذا به تبع اين ديدگاه‌هاي تجزيه‌طلبانه عزالدين حسيني رئيس دفتر وي هم مي‌بايست چنين اعتقاداتي داشته باشد.
حال اين نكته قابل تامل به نظر مي‌رسد كه چگونه جناب آقاي محتشمي‌پور بدون در نظر گرفتن سابقه قانون‌شكني و ايجاد فتنه در كشور از سوي جريان فوق الذكر، از يك سو شخص مذكور را لازم التاييد مي‌داند؟ و از سوي ديگر نيز اين لحن، ادبيات و رفتار ديكتاتورمآبانه وزيري كه مسوليت حفظ امنيت كشور بر عهده اوست با كدام قانون سنخيت دارد؟ آيا تشنجات چند هفته پيش كشور كه فعاليت‌هاي جناب آقاي محتشمي‌پور و چند تن ديگر از هم كيشانشان در آن ملموس بود، نشات گرفته از همين رفتارها و عملكردهاي سليقه‌اي و خشن گروهك‌هاي رفرميست نيست؟