شعری در وصف موسوی
موسوي
به نام خداوند عشق و هنر.....خداي قلم مو خداوند پر
خداي زغال و خداي بلال.....پديد آورنده سورئال و رئال
خداوند جيرجيرك و زنجره..... خداوند طراحي آبستره
خداوند چاي و خداوند قند..... حداوند موي سياه و بلند
خداوند سير و خداي پياز ..... خداوند صبر و سكوت دراز
منم وارث ونگوگ و پيكاسو.....پسر خوانده كانت و ژان ژاك روسو
چنان كرده ام بيست سالي سكوت..... كه روي لبم تار زد عنكبوت
رسيدست جان بر لب اين بيست سال..... كنون از رقيبان بگيرم مجال
سياست مرا عين نقاشي است .....كه بر گردنم دين نقاشي است
من از پرسِپكتيو دم ميزنم ..... در اين ملك نقاش باشي منم
جماعت!منم سيد"هاشمي"..... منم وارث خلعت خاتمي
به سر دارم اي دوست آمال سبز..... شفا مي دهد خلق را شال سبز
مرا كاسه صبر لبريز شد..... سر انجام اين قافيه "چيز"شد

+ نوشته شده در سه شنبه شانزدهم تیر ۱۳۸۸ ساعت 10:6 توسط سر دبیر
|