پالايش مذهب از خرافه، بديهي‌ترين الزام است كه «روحانيت اصيل»‌ و معتقد به اهل‌بيت عليهم‌السلام وظيفه آن را بر عهده دارند. اما بلواسازي سياسي و سكولاري در جهت تضعيف، كاهش و به تدريج حذف سوگواري اباعبدالله الحسين عليه‌السلام، حاصل توسعه و سازندگي و اصلاحات براندازانه است. دستور مقام معظم رهبري پيرامون ممنوعيت يكي از امور مربوط به عزاداري‌هاي عاشورا هرگز به معناي عملكرد و خواسته سكولاريزم ديني! نيست، و با آن نسبتي ندارد.

اين كه هر سال مسايلي از سنت عزاداري شيعيان را گروهي و يا فردي مطرح كند و پيرامون آن به قلع و قمع و يا ضرب و شتم و دستگيري و بازداشت عزاداران بپردازند، با مشي حسيني عليه‌السلام و عقايد شيعي هيچ همخواني ندارد، بلكه در ستيز آشكار با آن است.

پيشتر گفته‌ام، در دوران هاشمي رفسنجاني، نيروي انتظامي با سلاح و كلاه و ... در مقابل يكي از هيأت‌هاي مذهبي تهران صف‌آرايي كرد. آن هم در ظهر عاشورا، در حالي كه صبح اين روزِ ماتم زمين و آسمان، گروهي از عزاداران را به منظور پيشگيري بازداشت كرده بودند. در سه سال اخير و با گفته‌هاي هاشمي رفسنجاني، ملاحظه شد كه اين تهاجم و يورش فرهنگي! و اين دغدغه و دل‌نگراني براي «وجود خرافه در هيأت‌هاي حسيني عليه‌السلام» در قاموس او بر چه پايه‌اي استوار است.

27 خرداد و سپس سوم تيرماه 84، خيزش مردمي بود كه اراده الهي را در حاكميت مجدد گفتمان اسلام ناب، پس از 16 سال بيداد و تباهي ثمر داد. بر هاشمي رفسنجاني، محمد خاتمي، و ديگر چهره‌ها و تئوري‌پردازان توسعه و اصلاحات ثابت شد كه؛ «هيات‌هاي مذهبي عامل مهم پاسداري از شعائر و اصول عاشورايي در دوران 16 ساله بوده‌اند.» هم‌چنين جوانان و نوجوانان اين مملكت در پناه همين هيأت‌ها از تندباد و بيداد سكولاريزم 16 ساله جان سالم به در برده‌اند. بنابراين:

اگر «مساجد» سنگر مهم در انقلاب اسلامي بودند – كه بودند – و اگر اين سنگرهاي عظيم عامل مهم و اساسي در پيروزي انقلاب اسلامي گرديدند – كه گرديدند – «هيات‌هاي مذهبي» در اخراج اصلاح‌طلبي دين‌ستيز و مافياي ثروت از عرصه قدرت، و نجات كشور امام زمان عجل‌الله تعالي فرجه‌الشريف از چنگال آنها نقش اساسي داشتند.

از اين روي به محض روي كار آمدن دولت نهم تا كنون، تكاپوي بسياري انجام مي‌گيرد تا مداح‌هاي مشهور و تأثيرگذار در ميان جوانان تخريب شوند. عَلَم و كُتَل، سينه‌زني و زنجيرزني و ... يك به يك به عنوان خرافه‌گرايي مورد هجوم قرار گيرد و اين جداي از يورش به باورهاي منجي‌گرايانه تحت عنوان «خرافه» است.

بديهي است كه فتاواي مراجع تقليد نيز براي همگان محترم و قابل اجرا است. روي اين نگاشته با «مجريان» و «مروجاني» است كه در برابر همه «انحرافات اخلاقي»، «فساد و بي‌بندوباري»، «اعتياد و فحشا» و حتي وجود فرقه‌هاي شيطان‌پرست و ...، تنها هم و غم‌شان «مبارزه با خرافه» در هيأت‌هاي مذهبي است؟!!

توجه شود سخنگوي قوه قضائيه در حالي كه از دستگيري ده‌ها نفر در عزاداري عاشوراي حسيني در يكي از شهرها خبر مي‌دهد، و آن را به عنوان «هنر»ي مطرح مي‌كند كه از خرافه در عزاداري‌ها پيشگيري مي‌نمايد، وجود چهارصد گروه شيطان‌پرست در كشور را تصريح كرده و از تدوين لايحه‌اي خبر مي‌دهد كه براي برخورد با اين تهديد انحرافي از ماه‌ها قبل در حال انجام است!

شگفتا! چنين فساد و تباهي عقيده و عمل كه نابودي نسل سوم را ثمر مي‌دهد، نيازمند قانوني است كه از ماه‌ها قبل در حال تدوين است و شايد سال‌هاي بعد هم تصويب شود و چه زماني اجرا...! اما برخورد با عزاداران حسيني عليه‌السلام كه هر چند بنا به سنت‌هاي قديمي و حتي با احتمال تحريك، سوگواري‌هاي عاشقانه برپا مي‌كنند، بدون قانون، ضرب‌الاجلي و با افتخار اعلام مي‌شود، انجام مي‌پذيرد.

اگر اين تب و تاب مذهبي از سوي نوگرايان اسلامي يا همان اصلاح‌طلبان سكولار به صورت «تئوري و عمل»، «قانون و اجرا»‌ آن هم هر سال در ايام محرم و به ويژه دهه عاشورا با افزايش موارد و مصداق ادامه يابد، معلوم نيست در كشور امام عصر عجل‌الله تعالي فرجه الشريف،  بر حسين و عاشوراي آن چگونه بايد عزاداري شود؟! آيا به سبك «اختلاط زن و مرد و كف و سوت خاتمي»؟! يا مجالس سياسي و تفاسير مادي و جناح‌گرايانه هاشمي و خاتمي هر دو؟!

آيا نبايد انتظار داشت «مداح‌هاي آگاه و بيدار و متعهد، و عاشورائيان حقيقي و حماسه‌ساز، در خفا و بي‌صدا و بدون تظاهر، به عزاي حسين عليه‌السلام بنشينند، تا روشن گردد «مذهب بدون خرافه» در ايران رواج دارد؟

از آن سوي شيطان‌پرست‌هاي سياسي و اخلاقي و علمي و فرهنگي از 400 فرقه به 4000 فرقه و بيشتر گسترش يابد تا شايد راهكارهاي برخورد با آنها قانونمند بررسي شود.

اجر مجريان با حسين عليه‌السلام و زينب سلام الله عليها ان‌شاء الله.