آقاي موسوي ٬آقاي كروبي كدام را ترجيح ميدهيد؟ حمايت قلبهاي بيدار يا صداهاي خاموش ؟!

 چندي پيش  درسخنراني  تبليغاتي  ميرحسن موسوي در دانشگاه فردوسي مشهد عده اي از حاميان آقاي موسوي با بلد كردن تصاويري از چند دانشجوي عضو طيف غير قانوني علامه كه به جرم فعاليت عليه نظام و همكاري با منافقين در زندان به سر ميبرند خواستار آزادي اين افراد شدند. همچنين شعبون بي مخ اصلاح طلبان (حجت جاوداني) در اين مراسم با در دست گرفتن پلاكاردي خواستار آزادي ركسانا صابري كه به جرم جاسوسي در بازداشت به سر ميبرد شده بود. آقاي كروبي نيز در دانشگاه اراك در خالي كه در كنار وي تصاويري از دانشجويان بازداشت شده دانشگاه شيراز نصب شده بود ايراد سخنراني كرد و در سخنراني خود از تلاش فراوانش براي آزادي اين افراد خبر داد.

حال در اينجا چند پرسش مطرح ميشود و قبل از طرح اين سوالات چند نكته قابل تامل است.

چندي پيش ياسر رحماني دانشجوي پزشكي دانشگاه علوم پزشكي شيراز و يكي از دانشجويان بازداشت شده مصاحبه اي را با خبرگزاري فارس انجام داد و در آن اعترافات جالبي داشته كه در اينجا به چند مورد اشاره ميكنيم.  وي در اين مصاحبه مدعي شد كه او توسط طيف علامه(دبير سابق شوراي مركزي انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه‌هاي شيراز و علوم پزشكي شيراز) به راديوهاي بيگانه و راديو منافقين وصل شده و در اين ارتباط مورد سوئ استفاده آنها قرار گرفته.  همچنين رحماني در اين مصاحبه به اين نكته اشاره كرده بود كه "اپوزيسيون خارج كشور و گروهك منافقين سايتي را به نام آژانس ايران خبر ايجاد كردند، اين سايت كه طرفداران مجاهدين خلق را شامل مي‌شد، هر ماه وجوهاتي را به صورت ثابت ارسال مي‌كردند به شرط آنكه به ‌عنوان خبرنگار براي آن‌ها فعاليت كنم". رحماني مدعي شده بود برخي از اعضاي انجمن سابق دانشگاه شيراز كه عضو طيف علامه بودند، در اين رابطه پولي گرفته بودند. رحماني در ادامه اعتراف كرده بود كه طيف علامه دفتر تحكيم آدرس سايت‌هاي اپوزيسيون را به اعضاي انجمن اسلامي مي‌داد تا با آنها ارتباط برقرار كنند.

اين اعترافات صريح  پرده از ارتباط  طيف غير قانوني علامه دفتر تحكيم وحدت با اپوزوسيونها و گروهك تروريستي منافقين برداشت. ياد آور ميشود بسياري از اعضاي طيف علامه كه در حادثه 18 تير نيز نقش فعال داشتند و از افراطيون اصلاح طلب به شمار ميرفتند(نظير علي افشاري) در سالهاي اخير به خارج از كشور متواري شده و  عليه كشور فعاليت ميكنند.

در ادامه به بررسي  ارتباط اصلاح طلبان با راديو زمانه از راديوهاي اپوزوسيون و مخالف نظام كه توسط فرقه ضاله بهائيت اداره ميشود ميپردازيم. خصومت راديو زمانه با نظام جمهوري اسلامي بر كسي پوشيده نيست. ولي با اين حال برخي اصلاح طلبان كه حتي در حال حاضر براي  انتخابات فعاليت هاي گسترده اي را آغاز كرده اند علناً با اين راديو ارتباط داشته و مصاحبه ميكنند و اين راديو آشكارا از اصلاح طلبان حمايت ميكند. دراين بين اعضاي برجسته اي از احزاب اعتماد ملي و كار گزاران و مشاركت و... با اين راديو مصاحبه كردند و حتي برخي از آنها به سياه نمايي  اوضاع داخلي كشور پرداختهاند. همچنين بسياري از تحليل گران اپوزوسيون و فراريان خارج نشين نيز كه عداوت عميقي با مردم و نظام دارند به حمايت از اصلاح طلبان پرداخته اند. ميتوانيد مشروح اين مصاحبه ها را در صفحه ويژه انتخابات اين راديو مشاهده كنيد.

 حال ميرسيم به چند پرسش. همه ميدانند كه آقايان موسوي و كروبي از مهره هاي ارزشمند نظام بوده اند و خدمات فراواني را انجام داده اند. خدماتي كه هيچ گاه از ذهن ملت پاك نخواهد شد. ولي در ماههاي اخير و  در بحثهاي انتخاباتي مواضعي عجيب و غريب  را از جانب آنها شاهد بوده ايم كه شايد به خاطر وجود عناصر معاند در بين اطرافيان آقايان كروبي و موسوي باشد. سوالي كه مطرح ميشود اينست كه چرا اجازه ميدهند تا عناصر فرصت طلب و معندي كه هدفي جز ضربه زدن به نظام و ملت را ندارند در بين اطرافيان آنها نفوذ كنند و به اين ترتيب موقعيتي براي رسيدن به مقاصد شوم خود پيدا كنند؟ وجود عناصر تندرو و افراطي اصلاح طلب كه همواره چهره اي كريه در نظر مردم داشته اند در حزب اعتماد ملي و خصوصا در روزنامه اعتماد ملي و همچنين در بين حاميا آقاي موسوي چه معني ميدهد؟ چرا بايد عناصر وابسته به گروه هاي اپوزوسيون و منافقين به خود جرات دهند تا آشكارا در سخنرانيهاي تبليغاتي آقاي كروبي و موسوي به تبليغ خواستهاي خود بپردازند و چرا آقاي موسوي و كروبي از خواست هاي آنها حمايت و دفاع ميكنند. آيا اين كار از سوي اين دونامزد به معناي پشت كردن آنها به ارزشهاي انقلاب نيست. مگر سرنوشت افراطيون اصلاح طلب را در انتخابات پيشين رياست جمهوري و شورا ها و مجلس را نديده اند. آيا ميخواهند با بدست آوردن قلب صداهاي خاموش براي هميشه جايگاه خود را در ميان ملت از دست بدهند و خدمات صادقانه اي را كه پس از پيروزي انقلاب انجام داده اند يكجا نابود كنند؟

 

آقاي موسوي و آقاي كروبي آيا پشت كردن به تمام ارزشها و تهمت زدن به آنها كه خالصانه و با تمام وجود در حال خدمت به ملت هستند را ترجيح ميدهيد؟ آيا اينگونه مي پسنديد كه در كنار خود افرادي وطن فروش و خائن وتندرو و منافق داشته باشيد تا آنها كه تمام فكرشان پيشرفت و اعتلاي نظام و كشور است؟

آيا بدست آوردن دل صهيونيستهاي نژاد پرست و آمريكاي جاني را بر حمايت از ملت مظلوم فلسطين و حاميان ملت فلسطين كه هر توهيني را در دفاع آز آنها تحمل ميكنند ترجيح ميدهيد؟  براي رسيدن به قدرت يا انجام خدمت به ...؟!!