خدمت صادقانه!!! با شورای شهر تهران

نوشته حسن میزا بیکی(با تشکر از آقای میرزا بیکی برای ارسال این یادداشت)
مهمترین وظیفه شورای هر شهر انتخاب شهردار و قانون گذاری دربحث کلان شهری است.
در ابتدا باید بگویم که روی صحبت من فقط با شورای شهر تهران است نه شهرها و روستاهای دیگر ایران.
بگذارید ابتدا به دوران قبل برویم و شوراهای مختلف شهر تهران را بررسی کنیم.
شورای شهر تهران در حالی در سال 77 شروع به کار کرد که مردم هنوز در تکاپو و شور و اشتیاق دولت اصلاحات خاتمی بودند و فکر می کردند که با رای دادن به دوستان دوم خردادی خاتمی می توانند اصلاحات را به جامعه و به زندگی مستقیم مردم بکشند! اما هیچ کس فکر نمی کرد که آنقدر سریع این دوستان رخ بنمایند و نشان دهند که جز منافع شخصی (با بحث و جدال در مورد تراکم) به منافع مردم فکر نمی کنند. چهار سال این شورا آنقدر سخت و بد گذشت که هیچ کس جز دعوای افراطی های دوم خرداد (اصغرزاده ها) و میانه رو های دوم خرداد (عطریانفر ها) چیزی به یاد نمی آورد. این باعث شد که در دور دوم انتخابات که در سال 81 برگزار شد شاهد کمترین حضور مردم در انتخابات باشیم. (در ایران کمتر از 50% و در تهران کمتر از 30%) تا جایی که مقام معظم رهبری هم در این انتخابات شرکت نکردند که همه اینها نوعی اعتراض به رفتار شورای اول بود.
اما مردم که این ماجراها را دیده بودند به چهره هایی رای دادند که در اصطلاح در سیاست جوان و تازه کار بودند. اینان هم تقریباً خوب از مسئولیت این کار بر آمدند که بهترین انتخاب آنان انتخاب آقای دکتر احمدی نژاد به عنوان شهردار تهران بود که تحسین همه حتی دوم خردادی ها را در بر داشت.

اما می رسیم به شورای شهر سوم. این شورا در حالی در انتخابات آذر 85 پیروز شدند که مردم در عملکردی متفاوت به منتخبی از اصلاح طلبان و اصولگرایان و به نوعی چهره های شناخته شده تر رای دادند. این شورا در زیر تشعشع فعالیت های گسترده دولت نهم کاملاً آرام و بی صدا فعالیت می کردند که ناگهان دو تصمیم عجیب به فاصله چند ماه آنهم نزدیک انتخابات ریاست جمهوری دهم نه تنها بنده بلکه بسیاری از مردم تهران را به نگرانی انداخت.
اولین تصمیم افزایش نرخ کرایه تاکسی ها بود. این در حالی بود که نه بنزین گران شده بود نه سهمیه سوخت این خودرو ها کم شده بود و نه آنچنان بر ناوگان اتوبوس شهری اضافه شده بود.
دومین اقدام هم افزایش نرخ بلیط مترو بود که واقعاً تعجب انگیز بود.
به نظر بنده افزایش نرخ بلیط مترو را می توان از نگاه پشت پرده دید جایی که شورای شهر تهران تحت فشار امثال هاشمی (رئیس مترو) و دیگر اطلاح طلبان مجبور شد که در این زمان قیمت ها را افزایش دهد تا یکی دیگر از اهداف تخریبی ضد دولت احمدی نژاد شکل بگیرد.
اما نکته دیگر این است که فعالیت این شورا مرا به یاد طرح دولت ائتلافی امثال ناطق نوری و محسن رضایی و احتمالاً میر حسین موسوی انداخت. جایی که آنها دوست دارند دولتی تشکیل دهند که متشکل از گروه های اصلاح طلب و اصولگرا باشد. اما آیا واقعاً نمی دانند که این دولت ها تحت فشار چهره های پشت پرده نمی توانند فعالیت خاص و مهمی را در جهت خدمت به مردم انجام دهند؟ یا آنکه آنان هم با تعمد دوست دارند به جای خدمت صادقانه، ریاست حاکمانه داشته باشند.
اما مطمئناً مردم این کشور که خوب همه چیز را درک می کنند نمی گذارند دوباره سرنوشت کشور به دست جاه طلبانی که به جز منافع شخصی و گروهی به چیز دیگر فکر نمی کنند، بیفتد. و انشالله این را در 22 خرداد و در پای صندوق های رای با حضور آگاهانه و پرشور و به یاد ماندنی نشان خواهند داد.