سال 88 سال پیروزی انتظارگرایی
از یادداشتهای فاطمه رجبی در سایت شخصیش
پدیده احمدینژاد، امداد غیبی بود در مسیر انتظارگرایی! چنین شد که در چهارمین نوروز حاکمیت او، «تمامی تبریکهای مؤمنان نوروزی»، «پیامدار فرج بود و ظهور» و «وامدار انتظارگرایی بود و منجی». هرکس با هر میزان تحصیلات و ذوق، در پیامکهای تلفنی با یک شعر، روایت یا جملهای ادبی، «نوروز را به ظهور حجت حق» پیوند داد و آن را «نزدیک» و قابل تبریک دانست. بدون تردید این طلیعه شکوهمند بزرگترین و ملموسترین وجه از وجوه حاکمیت احمدینژاد است، پس از 30 سال عمر جمهوری اسلامی!
30 سال جمهوری اسلامی حاکمیت داشته است، حاکمیتی بالنده و متعالی!
10 سال نخست «نوروز»مان، نه «نوروز جمشیدی»، بلکه «روز مستضعفین» _ نیمهشعبان _ بود، و حضرت روح الله، نهتنها شیعیان جهان را، بلکه همه ستمدیدگان در بند سلطهگران را به «وراثت زمین» با ظهور «حجت حق» نوید میداد و البته بسیج میکرد.
اما به برکت 16سال سیاه حاکمیت توسعه و اصلاحات! براندازی اسلام و تشیع بیداد کرد. بیدادی ضحاکی! اما نه از «مغز» جوانان، برای ضحاکیان خوراک آماده شد، بلکه از «قلب» تشیع ایرانیان. «ایمان»ها نشانه رفت و نوروز جمشیدی بهانهای گردید تا شاهنشاهی در خانوادهسالاری قبیلهای و مافیایی حاکمیت یابد، و چنین نیز شد.
به همینجهت «مفهوم امام غائب» و واژگان «انتظار» و «ظهور» و «فرج» توسط رؤسایجمهور دارنده لباس روحانی به یغما رفت، تا خود «منجی» شوند، و براندازی اسلام و تروریسم ایمانی، با هدف «رسیدن به ژاپن یا کره جنوبی»، و تعظیم و سجده به پیشگاه غرب، «فرج» گردد.
پدیده احمدینژاد، امداد غیبی بود در مسیر انتظارگرایی! چنین شد که در چهارمین نوروز حاکمیت او، «تمامی تبریکهای مؤمنان نوروزی»، «پیامدار فرج بود و ظهور» و «وامدار انتظارگرایی بود و منجی». هرکس با هر میزان تحصیلات و ذوق، در پیامکهای تلفنی با یک شعر، روایت یا جملهای ادبی، «نوروز را به ظهور حجت حق» پیوند داد و آن را «نزدیک» و قابل تبریک دانست. بدون تردید این طلیعه شکوهمند بزرگترین و ملموسترین وجه از وجوه حاکمیت احمدینژاد است، پس از 30 سال عمر جمهوری اسلامی!
بگذار تا هاشمی و خاتمی، ناطق و حجاریان، لاریجانی و گنجی، قالیباف و رضایی و مطهری و موسوی، در این سوگ بسوزند، و برای کسی غیر از احمدینژاد، بنا به خواسته آمریکا «گلریزان رأی» کنند.