تریبون جمعه و هاشمی رفسنجانی
1. بین تودهها، هنوز هستند کسانی که در «جماعت» خواستار «محرز شدن عدالت امام» میباشند. این امر به آن معنا است که: امام جماعت باید از حداقل عدالت یا تقوی بهرهمند باشد.
2. «دروغ از گناهان کبیره است». سیاسیکاری، عوامفریبی، رقیبشکنی، قدرتطلبی یا هر هدف مشابه موجب نمیگردد تا «دروغ امری درست تلقی شده و نزد مسلمان یا حتی غیرمسلمان موجه به نظر آید .»
3. اگر هر یک از گناهان را «ستار العیوب» بپوشاند – که میپوشاند – دروغ رسواگر عامل آن است و مردمان بسیار زود آن را میفهمند. حال چه شده که تریبون جمعه، سالهاست توسط هاشمی رفسنجانی به «تحریف» یا «انحراف» و «دروغ» آلوده میشود؟
در نخستین خطبه جمعه سال 88 هاشمی رفسنجانی به تحریف سخنان مقام معظم رهبری به مناسبت آغاز سال پرداخت.
نخست. او در یک دروغپردازی سخنان ایشان پیرامون «تاثیرگذاری بحران اقتصادی جهان در ایران» را واژگونه کرد. خیلی آسان میتوان جملات رهبری را با آنچه هاشمی گفت مقایسه نمود. گرچه هنوز چند روز از اظهارات مقام معظم رهبری نگذشته بود و واژگونهکردن آن اظهارات توسط هاشمی، برای خوشبینان و سادهلوحانی که تاکنون وی را نشناختهاند هم ، شگفتآور شد.
دوم. این که هاشمی بیانات مقام معظم رهبری را پیرامون انتخابات دقیقاً معکوس کرد و به دلخواه خود، «وجه تخریبگرعلیه دولت نهم به آن داد.» در حالی که از قضا یکی از مصادیق سخنان رهبری خود او میباشد.
این شگرد چهارساله هاشمی است که اینبار «از تریبون جمعه و با تحریف و نسبت کذبدادن به سخنان رهبری»، آن را تکرار کرد.
سوم. این امر بود که هاشمی «سفر پرعظمت و پرسود خود و خانواده و بیش از صدنفر از همراهش به عراق» را اشاره داشت. وی البته از «سودهای این سفر برای نظام و کشور و ملت سخن نگفت - چرا که چیزی برای گفتن نبود - اما مطالبی غیرواقعی در آن وجود داشت از جمله «امنیت کامل عراق»؟! و «نبود نیروهای آمریکایی در مسیرها» و... برای همه زائرانی که به عراق سفر میکنند غیرواقعی و نادرستبودن این مطالب بدیهی است. البته هاشمی باید میگفت حضور «دهها» و شاید «صدها» محافظ و نیروی امنیتی برای وی «امنیتآور» شده و ندیدن نیروهای آمریکایی در مسیر هم نیاز به توضیح دارد، چرا که همگان این «متجاوزان اسلامستیز» را در همه مسیرها حاضر و ناظر میبینند. زن و مرد نظامی و مسلح، سوار و پیاده، و حتی در «نگهداشتن اتوبوسها و پیادهکردن زائرین و بازرسی و غیره». نمونه آن در همین سفر اخیر این جانب به عراق بود که رفت و برگشت با چنین اعمال و حشیانهای مواجه بودم و بودیم! اما شاید هاشمی آمریکاییهای عزیز را با دیدی دیگر مینگرد که آنها را ندیده است!
چهارم. این که هاشمی به «میزان سرسامآور بودجه خرج شده برای این سفر سیاحتی – زیارتی بیش از صد نفره خود و خانواده و قبیله مدیران و هوادارانش اشاره نکرد چرا؟ باز هم میگویم «از کجا آوردهای؟» و «ملاک و وجه شرعی این هزینه در سفر زیارتی برای همه اهالی کاروان هاشمی» چیست؟
آیا «بالابردن بودجه مجمع تشخیص مصلحت توسط مجلس هشتم در بودجه 88» چنین کاربردی برای هاشمی داشته است؟ یا «همیشه حاکم بودن و عمل به میل کردن، و پاسخگو نبودن و درخواست سؤال را با ضرب وشتم و زندان پاسخ دادن! گر چه این نکته «اختفای واقعیت بود، نه دروغ"، اما «با تقوا و عدالت امام جماعت ارتباط تنگاتنگ داشت». بگذریم از آن «دستهای که سالهاست در نمازجمعه جای میگیرند تا روزی شعار دهند: «مخالف هاشمی – دشمن پیغمبر است»، و امروز برای سفر خانوادگی و قبیلهای او به عراق شعار: «هاشمی - هاشمی خدا نگهدار تو» را سر دهند.
آیا تاریخ اسلام تکرار میشود؟ آن هم در کشور امام زمان عجل الله تعالي فرجه الشريف و بر «دریایی از خون شهیدان عاشورایی»؟
نکته مهمتر که هاشمی البته در مجلس خبرگان رهبری به تفضیل پیرامون آن سخن گفت و در خطبههای پیشین هم گویا اشاره داشته «دروغپردازی آشکار درباره ماهواره امید» بود. عجبا که این دارنده لباس دین، مانند همراه و همفکر و همروش و هممنش خود - محمد خاتمی - حتی از افشای این مسایل نزد مردم، هراس ندارد.
هاشمی «ساخت ماهواره امید را به دوران جنگ و موشکسازی و غیره نسبت داد. که یعنی «احمدینژاد بهرهگیرنده از تلاشهای اوست» و جالب است که «خاتمی هم این امر را به دوران خود منسوب کرد که سیاهتر از دوران هاشمی بود.»
حال در پروندهای که برای ماهواره فضایی ایران منتشر شده، صریحاً آمده است :
«ساخت ماهواره امید به 15 اسفند 84 باز میگردد که در پایان سال 87 کامل شد و به آزمایش رسید». و نیز «ماهواره مصباح» هم شرح حال دارد که «سابقه پروژه آن به سالهای هفتاد و یک باز میگردد»، یعنی اوج سازندگی و افتخارات هاشمی که مدام بر سر مردم میکوبد و البته مردم زیر بار آن شکسته و پژمرده شدند. و در سال 73 مطالعات جامع آن آغاز شد و در سال 76 به امضاء رسید و... و تا کنون به مرحله آزمایش نرسیده است». یعنی هاشمی «یک کار در زمانی 18 ساله نتوانسته انجام دهد و احمدینژاد امری بزرگ را در فاصله 3 ساله به پایان رسانید.»
حال تکلیف نماز گزاران و تریبون جمعه با چنین امام و خطیبی چیست؟