اوباما و سیاست سیب و چاقوی کند
بیش از 28 سال است که سردمداران آمریکایی با اعمال فشار و تحریم های گوناگون خواستند تا جلوی پیشرفت ملت ایران را بگیرند، اما هر روز که می گذرد نه تنها ایران منزوی و ناکام نمی شود بلکه خود اینان هستند که رو به زوال نابودی می روند. (نمونه را می توانید در بحران اقتصادی کنونی دنیا ببینید)
در حالی که اوباما با شعار عوام فریبانه تغییر بر کاخ سفید تسلط یافت، افراد خوش خیال داخلی فکر می کردند وقت مذاکره با آمریکا فرا رسیده است، در حالی که با گذشت فقط دو ماه از حکومت اوباما نه تنها هیچ نشانه ای از تغییر در آنها دیده نشد بلکه اوباما هم سیاست مسخره بوش، کلینتون و روسای سابق کاخ سفید را ادامه داد و با تمدید تحریم های ضد ایران موسوم به داماتو لکه ننگ دیگری در تاریخ آمریکا گذاشت.
خیلی ها (در داخل و خارج) فکر می کردند اوباما رویکرد مذاکره با ایران و خارج کردن نیروهای خود از عراق را در پیش خواهد گرفت. اما او واقعا به دنبال فشار به ایران و سو استفاده از عقب نشینی ایران است کاری که در دوران 8 ساله اصلاحات بارها و بارها انجام دادند و ضربات غیر قابل برگشتی به ایران وارد کردند. اما او که مذاکره با ایران را به ماه های بعد و مطمئنا بعد از انتخابات دهم ریاست جمهوری شیفت داده است خیلی دل خوش است که ترسو ها و مزدورانی شبیه خاتمی به سر کار بیایند اما مردم ایران دیگر نمی خواهند تن به ذلت و خواری در برابر غربی ها بدهند و دوست دارند که رئیس جمهوری داشته باشند نه مثل شاه سلطان حسین های قبلی بلکه شجاع باشد و با عدالت و در برابر فشارهای زورگویان دنیا ایستادگی کند همان کاری که دکتر احمدی نژاد در این 4 ساله انجام داده است.
اما خارج کردن نیرو از عراق! و افزایش نیروها در افغانستان را می توان با این دید تشریح کرد که او به جای عراق، پاکستان را نشانه گرفته است. حمله هواپیماهای بدون سرنشین به منطقه وزیرستان پاکستان، حملات چند ماه پیش بمبئی و حوادث اخیر پاکستان و سفر وزیر خارجه اوباما به پاکستان بی ارتباط با این موضوع نیست.
اما او که از بوش هم احمق تر است غافل از این است که دیگر حنای آمریکا رنگی ندارد و مردم جهان و مخصوصاً ایرانیان گول حرف های او را نمی خورند و زیر بار فشار آنها نمی روند.