تصميم خاتمی از همان ابتداي اعلام كانديداتوري انصراف از حضور در انتخابات ریاست جمهوری دهم بود

 

بالاخره پيش بيني ها درست از آب در آمد و سيد محمد خاتمي از شركت در انتخابات دور دهم انصراف داد.

از همان روز نخست كه  خاتمي پس از جلسه اي كه با ميرحسين اعلام كانديداتوري كرد و موسوي هم پس از يك هياهوي رسانه اي از جانب اصلاح طلبان اعلام كانديداتوري كرد حدس هايي زده مي شد كه اين كارها همه سياه بازيست. درواقع با كمي بررسي اوضاع مي توان به راحتي دليل اين سياه بازي را فهميد.

دليل كاملاً آشكار است خاتمي نمي خواهد به سرنوشت هاشمي در انتخابات نهم دچار شود. به همين دليل با چنين طرح زيركانه اي به ميدان آمد. كاملاً واضح است با محبوبيتي روزافزوني كه احمدي نژاد در بين مردم پيدا كرده تقريباً كسي پيدا نمي شود تا بتواند در انتخابات دور دهم با او رقابت كند. واضح است كه خاتمي برخلاف برخي اطرافيان و طرفداران متعصبش كه به هر شكل سعي در نفي اين واقعيت دارند به اين امر كاملاً  واقف است. همچنين جايگاه دولت در ميان مردم چنان محكم شده كه حتي نمايندگان اصولگراي مجلس هفتم كه دولت را به باد انتقاد ميگرفتند از سوي مردم طرد شده و براي مجلس هشتم راي نياوردند. از طرفي اقدامات و سخن پراكني هاي عده اي از تند روهاي جبهه اصلاحات(نظير آغاجري و سازمان مجاهدين و...) باعث روي گرداني مردم از اصلاح طلبان شده است. اين موضوع را مي توان به طور آشكار در انتخابات مجلس هفتم و هشتم و شوراهاي شهر و همچنين دور نهم رياست جمهوري مشاهده كرد. به نظر مي رسد به دلايل فوق و برخي دلايل مشابه خاتمي نمي خواهد با حضور در انتخابات دور دهم جايگاه خود را بيش از پيش در بين مردم از دست بدهد. لذا با اعلام كانديداتوري سعي كرد تا آراي خاموش( كه بيشتر مربوط به ضد انقلابيون و يا مخالفان نظام است) را بدست آورده و سپس با اعلام كناره گيري  اين آرا را دودستي تقديم ميرحسين كند.از طرفي اغلب كساني كه ميخواهند به مير حسين راي دهند بعيد است كه تمايلي به خاتمي داشته باشند. با اين حساب ميرحسين نه تنها آراي هواداران خود را دارد بلكه آراي هواداران خاتمي و همچنين بسياري از آراي خاموش را نيز به دست مي آورد.(البته بعيد نيست كه كروبي نيز در روزهاي آخر به نفع موسوي اعلام كناره گيري كند). به اين شكل جبهه بي جان اصلاحات ميتواند با نيمچه جان بدست آورده در برابر احمدي نژاد تا حدودي عرض اندام كند. در اين بين اگر ميرحسين پيروز انتخابات گردد راه براي قدرت گرفتن مجدد اصلاح طلبان هموار ميشود و اگر پيروز نشود اولاً كسي كه در اين بين ماجراي هاشمي در انتخابات دور نهم تكرار مي شود ميرحسين است نه خاتمي (در واقع اگر ميرحسين شكست سنگين بخورد احتمالاً ديگر قادر نخواهد بود تا سالها قد علم كند و براي انتخابات رياست جمهوري كانديد شود) ثانياً حتي در صورت شكست ميرحسين اين تجديد قوا و اتحاد اصلاح طلبان مي تواند تا حدودي آنها را از انزوا خارج كند و از آنجا كه در انتخابات دور يازدهم  رياست جمهوري ديگر رقيب قدري به نام احمدي نژاد در كار نيست جبهه اصلاحات مي تواند با چهره اي متفاوت(بخوانيد چهره بازسازي شده) و احتمالاً با كانديداتوري خاتمي پا به ميدان بگذارد و شايد دوباره زمام امور را در دست گيرد. با اين حساب در صورت پيروزي احمدي نژاد احتمالاً ما با اصلاح طلباني روبرو خواهيم بود كه سعي در بهبود وجهه ويران شده خود نزد مردم دارند. شايد اصلاح طلبان ميانه رو يا خوب.