بسمه تعالی

بنیانگذار وهابیت

این آیین ساختگی، منسوب هست به شخصی بنام (شیخ محمد) که در سال 1115 قمری تو شهر «عینیه» از شهرهای نجد، به دنیا اومد و قدم نحسش رو تو این دنیا گذاشت. پدرش قاضی اون شهر بود و مسلک حنبلی داشت. محمد پیش پدرش فقه مذهب حنبلی را آموخت ولی بعدِ مدتی تو شهر نجد با عقاید مذهبی مردم، از درِ مخالفت در اومد. این لعنتی که امیدوارم خداوند اون رو با عمر لعنت‌الله علیه محشور کنه، سالی که به مکه سفر کرد، مراسم توسل مردم به قبر پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله رو شرک معرفی کرد. بعدش با عقاید مذهبی پدرش مخالفت کرد و به شهرهای مختلفی سفر کرد و عقاید خرافی خودش که نشأت گرفته از ایده‌های استعمار پیر (انگلیس) بود رو نشر می‌داد و چون با عقاید مذهبی مردم مخالفت می‌کرد، مردم اون رو از شهر بیرون می‌انداختند از جمله «بصره» و «عینیه». البته یه چیزی رو تو پرانتز عرض کنم در خصوص اینکه گفتم دست‌نشونده‌ی انگلیس بود رو می‌تونید مراجعه کنید به کتاب «خاطرات سیاسی مستر همفر جاسوس انگلیس در کشورهای اسلامی» که مربوط به حدودا 200 سال پیشه. که تو این کتاب، خود «مستر همفر»، کامل توضیح داده که چه کارهایی کرده و چه زحماتی کشیده تا تونسته «محمد بن عبدالوهاب» رو خرتر کنه و بوسیله‌ی اون، شکاف عمیقی رو بین مسلمونا ایجاد کنه.

این کتاب، کتاب جالبیه و توصیه می‌کنم، حتما اون رو گیر بیارید و مطالعه کنید. خب، خیلی جاده خاکی نریم؛ خلاصه این محمد بن عبدالوهاب از کثیف‌ترین و فاسدترین افراد دوره‌ی خودش بوده (رجوع بشه به کتاب مستر همفر). البته این رو هم باید متذکر بشم که ریشه‌ی اصلی وهابیت به شخصی به نام «ابن تیمیه» برمی‌گرده.

حالا، ممکنه این سوال براتون پیش بیاد که تا الان که بحث سرِ «محمد بن عبدالوهاب» بوده، پس سر و کله‌ی «ابن تییمیه» از کجا پیدا شد؟ و اصلا اون کیه؟ و از چه جهنم دره‌ای پیداش شده؟ بد نیست یه مختصری هم از «ابن تیمیه» بدونیم. اسم کاملش اینه «ابوالعباس احمد بن عبدالحلیم» معروف به «ابن تیمیه» از علمای حنبلی، مسقّط (سَقط شده) به سال 728 قمری، که به دلیل انحرافاتی که داشت، علمای اسلام اون رو فاسق و کافر معرفی کردند و قضات شافعی و حنبلی و حنفی و مالکی، اونو محکوم کرده و کتباً به فاسد بودنش رای و فتوی دادند. بعد از اینکه سال 728 تو زندان شام به دَرَک واصل شد، شاگردش «ابن القیّم» راه اونو ادامه داد ولی کم‌کم کمرنگ شده و به دست فراموشی سپرده شد؛ تا اینکه سر و کله‌ی این «محمد بن عبدالوهاب» پیدا شد و با کمک دولت آل سعود و بخصوص اهالی نجد، و با همدستی بریتانیا (انگلیس) شروع به ترویج این مذهب جعلی و ساختگی کرد که البته پدر و برادرش و علمای شیعه، کتابهایی در ردّ عقاید «محمد بن عبدالوهاب» نوشتند و منتشر کردند.

اختلافاتی که بین ما و وهابی‌ها هست، خیلی زیاده که البته یک به یک اونا رو مطرح کرده و راجع بهشون بحث می‌کنیم. مثلا بیشترین تهمتی که به شیعه می‌زنند، تهمت شرکه. اونا ما رو مشرک مدونن. چرا؟ برای اینکه ما در مقابل قبور اولیاء خدا مانند پیامبر گرامی اسلام حضرت محمد صلی الله علیه و آله و ائمه دین علیهم السلام، تعظیم می‌کنیم. اونا این تعظیم و تکریم رو با عبادت و پرستش عوضی گرفتند و به همین دلیل تهمت شرک می‌زنند.

تاریخچه وهابیت۱
احمد حنبل یکی از ائمه چهارگانه اهل سنت است.وی بیشتر از یک قرن ونیم پیشوای بلامنازع جهان تسنن بویژه اهل حدیث بود.ملاک سنت وبدعت گفتار احمد بود.اصولی که احمدبن حنبل برای اهل حدیث بناکرد تجسیم وتشبیه ذات اقدس اله بودو اینکه خدا در جهتی قرار دارد وبر عرش خود مستقر است.

چنین تفکری جذو عقاید مسلم وبدون تردید اهل حدیث قرار گرفت و انکار آن در حد ارتداد بود.این    اندیشه ها همچنان بر طرفداران احمد حنبل سایه سنگینی افکنده بود تا اینکه ابوالحسن اشعری به یک باره تصمیم گرفت پس از چهل سال از اعتزال توبه کند وبه مکتب احمد باز گردد.

وی در سال ۳۰۵ ه.ق در بصره بر بالای منبر رفت و باز گشت خود را از اعتزال اعلام کرد. با ورود ابوالحسن اشعری به جرگه حنبلی ها تغییراتی در این مذهب ایجاد شد.شخصی که چهل سال با استدلال عقلی ومنطقی سر وکار داشت نمی توانست چشم بسته عقاید احمد حنبل را قبول کند.وی در کتاب الابانه فی الدیانه تمام عقاید ابن حنبل را پذیرفت ولی در کتاب دیگرش اللمع تاثیر خود را گذاشته وبه مبانی عقلی خود بازگشت!

از اغاز قرن ۵ طالع احمد بن حنبل به تدریج غروب کرد وستاره اقبال ابوالحسن اشعری درخشید.مقریزی می گوید:(ر.ک:الخطط.ج۲ص۵۸) به وسیله گروهی از شخصیت ها از سال ۱۳۸۰به بعد مذهب ابوالحسن در عقاید در عراق و شام و بعد در مصر منتشر شد.

هر چند روش ابوالحسن اشعری احمد را از پیشوایی اهل سنت به زیر کشاند ولی در قرن هشتم به دست برخی از حنبلی ها دوباره مکتب وی با همان اصول بیان شده نمایان گشت.احیا کننده مکتب احمدبن حنبل :ابو عباس احمد بن عبدالحلیم معروف به ابن تیمیه بود.

او در سال ۶۶۱ ه.ق در حران به دنیا آمد... او بار دیگر احادیث تشبیه و تجسیم و جهت داشتن خداوند را که اساس اعتقاد حنبلی ها بود مطرح کرد وقتی ساکنان «حماه» از او درباره آیه «الرحمن علی العرش استوی» پرسیدند وی در تفسیر آن جایگاهی برای خداوند در عرش تعیین کرد.....!

از خصوصیات بارز ابن تیمیه فتوا دادن بر خلاف آرای مشهور ورایج بین مسلمین بود(بدعت)مکتب وی به دلیل خشونت در کلام و بد زبانی در گفتار (که از ویژگی های وهابیت است) رواج نیافت  وعلمای زیادی به نقد و رد آن پرداختند...

ادامه در روزهای آتی.....انشاءالله

منبع:http://salaf.blogfa.com