شیطنت یک روزنامه اصلاح طلب در مورد خانم رجبی و روایت رجا نیوز از آن
روزنامه اعتماد امروز در خبری که بهدلیل محتوای منبع خبر محرز است که یک شیطنت سیاسی شبیه است تا گاف ژورنالیستی، در ستون "پیدا و پنهان" خود خبر از دیدار فاطمه رجبی با یک هنرپیشه هالیوودی داد.
به گزارش رجانیوز، در این خبر ادعا شده است: در خبرها آمده است آنت بنینگ هنرپیشه معروف امریکایی که به همراه یک تیم بلندپایه هالیوودی به تهران سفر کرده است، روز یکشنبه با فاطمه رجبی همسر غلامحسین الهام سخنگوی دولت، دیدار و گفت وگو کرد.
این خبر کذب در حالی از سوی روزنامه مدعی حرفهایگری اعتماد منتشر شده است که روز گذشته یکی از وبلاگنویسان دومخردادی بهصورت طنز در وبلاگ خود مطلبی نوشته بود.
اما رجبی در گفتگو با برنا و در واکنش به این اقدام خاطرنشان کرد: امروز هم روزنامه اعتماد خبري که هجويه اي بوده که يکي از اصلاح طلبان بهصورت طنز در وبلاگش عليه من نوشته بود چاپ کرده مبني بر اينکه يک هنرپيشه هاليوودي با فاطمه رجبي ديدار کرد.
وي تصريح کرد: جواب من به روزنامه اعتماد و همه اصلاح طلبان اين است که اگر قرار باشد هنرپيشه هاليوودي با کسي ديدار کند، جز با شخص محمد خاتمي ملاقاتي نخواهد داشت. چرا که مردم ايران در طول 8 سال گذشته و به خصوص اين 4 سال شاهد بودند که هنرپيشه هاي زن و مرد دور اين فرد مي چرخند؛ چه در شب هاي يلدا و چه براي دعوتش به رياست جمهوري مجدد و چه ملاقات و مذاکره.
اين استاد دانشگاه تاکيد کرد: من نه از نظر پوشش و روش و نه مشي و تفکرم هيچ جاذبه اي براي هنرپيشه ها نداشتم که دور من جمع شوند.
وي در ادامه با اشاره به اينکه روزنامه اعتماد منبع خبرش را فارس اعلام کرده، در حالي که چنين خبري اصلاً در اين خبرگزاري منتشر نشده، به طرح اين سوال پرداخت که اگر از اصلاح طلبان دروغ و تخريب انتظار نداشته باشيم، چه چيز بايد انتظار داشته باشيم؟
رجبي بيان داشت: البته من فکر مي کنم اقدام روزنامه صداي عدالت و هجويه اي که امروز روزنامه اعتماد چاپ کرده، هر دو نتيجه سانسور و خفقاني است که کميته فيلترينگ سايت براي من پيش آورده است، يعني اول آن ها سايت شخصي بنده را فيلتر کردند.
وي ادامه داد: شکايتم اول به خدا و دوم به مردم ايران اين است که بايد در بين اين همه سايت مستهجن، ضد شيعي و ضد انقلاب، سايت فاطمه رجبي را بدون هر دليلي توقيف کنند.
اين فعال سياسي در بخش ديگري از اظهاراتش گفت: آقاياني که تخريب عليه شخصيت هاي نظام را حرام اعلام مي کنند، واقعاً اگر تخريب حرام است، فقط بايد براي شخص هاشمي و خاتمي حرام باشد و در مقابل شهروندي مثل من که هيچ قدرت دفاعي برايش نمي گذارند و با اختناق کامل با بستن سايت مواجهش مي کنند، اشکال ندارد؟
وي خاطرنشان کرد: من اگر مطلبي عليه اين آقايان مي نويسم، يک کلمه دروغ و افتراء در آن نيست و همه مستند به گفتار و رفتارشان و آن هم نه گفتار و رفتار خصوصياشان بلکه بر اساس همان چيزهايي است که در خطبههاي نماز جمعه و تريبون ها مي گويند.
رجبي ادامه داد: وقتي امثال شبستري و آغاجري براي چندمين بار عصمت ائمه را زير سوال مي برند و نفي مي کنند، آقاياني که اعلام تخريب مي کنند، کجا هستند؟
وي با طرح بر اين سوال که حريم ائمه(ع) مهمتر است يا حريم چند چهره سياسي، گفت: تخريبگران و افرادي که حرام و حلال الهي را با منافع سياسي گره مي زنند، اميدوارم بتوانند پاسخگوي خداوند و امام زمان باشد که البته قطعاً نمي توانند.
وی همچنین در باره اقدام اخير روزنامه صداي عدالت در تحريف مقالهاش، گفت: در تاريخ 3/12/87 روزنامه صداي عدالت در صفحه اول با درج عکس بزرگي از بنده تيتري زد: "همسر الهام: حکم اعدام خاتمي را بدهيد تا متشرعان اجرايش کنند" اين در حالي بود که محتواي مقالهام که در سايت شخصي خود خود منتشر کرده بودم، دقيقاً خلاف اين بود و آن آمده بود: ادعاي ترور خاتمي کذب محض است و مهم ترين دليلش هم اين است که متشرعان تروريست نيستند و کسي هم فتواي قتل خاتمي را نمي دهد و دليل ديگر هم اين است که اساساً کسي را ترور مي کنند که ارزش داشته باشد مثل احمدي نژاد که اسراييل و آمريکا مي گويند بايد ترور شود در حالي که خاتمي ارزش ترور شدن هم ندارد.
وي اظهار داشت: روزنامه صداي عدالت همان مقاله را در صفحه دوم چاپ کرده بود ولي با يک تيتر کاملاً کذب.
اين فعال سياسي ادامه داد: جوابيه اي براي آن ها فرستادم و در آن نوشتم بنا بر قانون مطبوعات موظف هستيد تکذيبيه را در همان صفحه و با همان حروف و در کنار همان عکس چاپ کنيد.
وي تصريح کرد: بعد از اين که تکذيبيه براي اين روزنامه ارسال شد، دريافت آن را با فاصله چند روز اعلام کردم و تکذيبيه نيز بدون عکس و در يک مستطيل به اندازه تقريبي 7×4 چاپ شده بود. همچنين تيتر تکذيبيه اين بود: "جوابيه فاطمه رجبي به مقاله خودش"؛ جالب اينکه در متن تحريريه من هم تحريف به عمل آوردند و آن جمله اي که من نوشتم مبني بر اينکه "در کنار عکسي در کنار همان عکس" را حذف کردند و در ذيل آن نيز يک مقاله بسيار طولاني چاپ شد که آسمان و ريسمان عليه بنده به هم بافته شده بود.