گافهای آقای تدارکاتچی
گافهای آقای تدارکاتچی
۲۰ اسفند ۱۳۸۷همانطور که مطلع هستید آقای خاتمی رئیس جمهور سابق اولین دور سفرهای غیر قانونی انتخاباتی خود را از شهر شیراز شروع کرده ودر بوشهربه پایان برد که بنا به دلایل زیر جای تاسف فراوان دارد :
۱-این سفر با هزینه بسیار بالا و تبلیغاتی که معلوم نیست چه کسانی و با چه انگیزه هایی حمایت می کنند انجام شده به طوری که شرکت تویوتا و مرسدس بنز و … یکی از کوچکترین حامیان این سفر بوده است
۲-این سفر به لحاظ جنبه تبلیغاتی بودن غیر قانونی بوده که جای تاسف دارد چه طور ممکن است کسی که می خواهد مجری قانون باشد خودش قانون شکن است ۳-آقای خاتمی در توجیه سفر انتخاباتی خود گفت : ما بعد از ۸ سال ریاست جمهوری رسانه ای در اختیار نداریم که خودمان را معرفی کنیم!!!!!!! (یعنی بایستی رسانه ملی در اختیار گروه های سیاسی باشد و یا مردم بعد از ۸ سال خاتمی و تفکرات و اهداف اور را نمی شناسند)) ۴-در مصاحبه و متن سخنرانی آقای خاتمی باز هم شعار ، زیر سوال بردن ارزشها ، ترویج روحیه شاه سلطان حسینی ، فریب ، مظلوم نمایی و… موج زده که باز هم جای تاسف و هشیاری کامل را دارد اما چیزی که میخواهم به آن بپردازم صحبت های عوام فریبانه ودر واقع ساده انگارانه آقای خاتمی در بوشهر می باشد که هر شخص با انصاف و عادلی را ناراحت و نگران میکند. خاتمی با طرح این سوال که آیا فکر میکنید تکنولوزی صلح آمیز هسته ای و کارخانه بزرگ صنعتی بوشهر ظرف یکی دو سال فعالیت به اینجا رسیده ۱- ومن معتقدم میشد بدون آنکه ذرهای از اصول، منافع و حقوق خود کوتاه بیاییم کاری کرد که امروز صاحب تکنولوژی هستهای باشیم و پرونده ما به شورای امنیت .نرود اما آقای خاتمی چه زود فراموش کرد ای که در سه سالی که پرونده هسته ای در دست دولت شما بود ما شاهد عقب نشینی گام به گام شما و دوستانتان درپروند ه هسته ای بودیم تا انجا که دولت های زرگو و بی منطق غربی خواستار تدریس نشدن فیزیک هسته ای در دانشگاههای کشور عزیزمان بودند آقای خاتمی ایستادگی و شجاعت و تدبیر آقای احمدی نژاد به گفته دوست و دشمن مثال زدنی است ا ما دوستان شما در دولت و مجلس(شیرزاد و مزروعی و رمضان زاده)فعالیت هسته ای را با صدای بلند زیر سوال بردند و به بهانه اعتماد سازی عزت ملی را خدشه دار نمودند . خطای استراتژیک دولت اصلاحات در پرونده هسته ای این بود که در همان آغاز مسیر رسیدگی آژانس اتمی به آن ، راه را برای اروپایی ها گشود و آنها را به عنوان “طرف پرونده” به رسمیت شناخت. زمانی که آژانس ، پرونده هسته ای ایران را گشود ، وزرای خارجه تروئیکای اروپایی نامه ای به تهران نوشتند و از تمایل خود برای ورورد به این پرونده خبر دادند . جالب اینجاست که دیپلماسی وقت ایران به حدی از این امر ذوق زده شد که جواب نامه “وزیران” اروپایی به جای آن که از سوی همتای اروپایی شان داده شود ، با امضای “رییس جمهور” به اروپا رفت! بدین ترتیب ، سفر سه وزیر خارجه اروپایی به تهران شکل گرفت و در میان ناباوری همگانی و حتی در شرایطی که خود اروپایی ها هم حیرت زده بودند ، تهران ، توافقنامه سعدآباد را بدون “هیچ” امتیاز متقابلی پذیرفت و غنی سازی را به تعلیق سپرد ؛ تعلیقی که “داوطلبانه”خوانده می شد ولی بعد از مدتی اروپایی ها تأکید می کردند که اگر ایران به آن پایان دهد ، به سختی مجازات خواهد شد. در آن مقطع ، که قریب به سه سال طول کشید ، اروپایی ها ، ایران را به هر سمتی که اراده کردند کشاندند و تهران برای “اثبات حسن نیت” هر آنچه خواستند ، انجام داد: خواستار تعلیق شدند، بی چون و چرا پذیرفته شد، پذیرش پروتکل الحاقی،را طلب کردند ، اجرای آن حتی بدون مصوبه مجلس نیز آغاز شد ، خواهان دسترسی به اماکن غیر هسته ای شدند ، انجام شد و … اروپایی ها مدام با این وعده که در اجلاس بعدی شورای حکام ، پرونده هسته ای ایران را مختومه خواهند کرد ، از ایران امتیاز می گرفتند ولی نه تنها خلف وعده می کردند ، بلکه خود در مواردی ، بانی قطعنامه های ضدایرانی شورای حکام می شدند. در تمام آن مدت ، پرونده هسته ای ، به موضوعی “بین ایران و اروپا” تبدیل شده بود و این در حالی بود که این پرونده ، اصالتاً به “ایران و آژانس” مربوط می شد و اروپایی ها صرفاً به عنوان عضو آژانس ( و نه جانشین آن) حق مداخله و اعمال نظر در آن را داشتند ولی میدان دادن بی حد وحصر به اروپایی ها بدعهد ، باعث شده بود ، حتی برای خود آژانس نیز توهم اصیل بودن اروپا در پرونده هسته ای پیش آید به گونه ای که بسیاری از گزارش ها و اظهار نظرهای مدیر کل آژانس رسماً بر پایه منویات اروپا شکل می گرفت و سند می شد . در آن زمان ، منتقدان پرونده هسته ای بر این بار بودند که این پرونده باید به مسیر واقعی خود باز گردد و در چارچوب مقررات آژانس و در تعامل فنی و حقوقی بین ایران و آژانس حل و فصل شود . اما از یک سو ، مقامات تهران همچنان به اروپا امیدها داشتند و تصور می کردند در تعامل با اروپا مقدمات ” همکاری های استراتژیک بین ایران و غرب”(!) فراهم می آید و از طرف دیگر ، مگر اروپا از موقعیتی که به رایگان برایش فراهم شده بود ، دست بر می داشت؟! اما دولت دکتر احمدی نزادبا برداشتن تعلیق ها با تدبیر پرونده را در آژانس پیگیری کرد و زیر بار زورگویی های دولت های غربی نرفت و تحریم ها و تهدید هارا به فرصتی عظیم تبدیل نمود تا جایی که اکنون ایران اسلامی قدرتی فرا منطقه ای است که بر پایه عدالت و صلح ازملت ها دفاع میکند . ۲ - آقای خاتمی گفتند: چرا بوشهری ها از منابع عظیم عسلویه بی بهره اند وما گازرسانی به بوشهر را پیگیری میکردیم و آن را به دولت خود نسبت داد در صورتی که در دور اول سفر های استانی به کارگیری ۵۰درصد نیروهای بومی به تصویب رسید و یک بوشهری مدیر پایتخت انرژی دنیا شد ودر حوزه گازرسانی نیز وزیر نفت دولت شما گازرسانی به استان را نمی پذیرفت و گازرسانی به شهرها وروستا های استان جزء مصوبات دور اول ریاست جمهوری دکتر احمدی نژاد بود. آقای خاتمی شما و دوستانتان و وزیر لاری کشورتان تا توانستید بر طبل جدایی عسلویه از بوشهر زدید حال بعد از هشت سال زمام داری به فکر بهره مندی مردم شریف بوشهر افتاده اید ،آیا این شائبه تبلیغاتی بودن و دروغ بودن سخنان شما را مشهود نمی نماید؟ اما در پایان به شما و دوستانتان که از شروع دوم خرداد شروع به سیاه نمایی و زیربردن اقدامات دولت های گذشته کردید می گوییم که طبق فتوای مراجع و شریعت اسلامی سوت وکف زدن و با کفش در مسجد حضور داشتن حرام است کاری که دوستان شما در مسجد شیخ عطار از آن هیچ پروایی نداشتند. واما از همان ابتدای روی کار آمدن دولت نهم، رویکرد ارزشی، انقلابی و مکتبی آن مشخص بود؛ به گونه ای که رسانه های غربی در همان روزهای آغازین انتخاب دکتر احمدی نژاد توسط ملت و تشکیل دولت اسلامی در خبرها و تحلیل های خود تاکید می کردند که ایران به سالهای آغازین انقلاب و دوران اقتدار امام خمینی(ره) بازگشته است و خشنودی رهبر معظم انقلاب نیز چیزی نبود که پنهان بماند و ایشان از همان ابتدا رضایت خود را از روی کار آمدن چنین دولتی ابراز داشته و در سخنرانی ها و دیدارهای مختلف از رویکردهای اصولی این دولت نهم اعلام کردند. اما نکته ای بیش از همه مورد استفاده بدخواهان کشور خصوصا منافقین داخلی قرار میگرفت، این تحلیل بود که رهبری با توجه به جایگاهی که دارد، از همه دولتها حمایت می کند و حمایت های رهبری از دولت نهم چیز جدیدی نیست و اما آقای خاتمی مردم میدانند که چشمان شما از نگاه کردن به بازی فوتبال خسته شده و چشمان احمدی نژاد از بیدار ماندن و فعالیت نمودن برای آبادانی ایران اسلامی و آیا میدانید که طبق گزارش ۴۰تن از بزرگترین دانشمندان دنیا احمدی نژاد پرکارترین رئیس جمهور دنیا معرفی شد واما ملت غیور ایران می دانند که شما سفارش هواپیمای تشریفاتی می دهید و احمدی نژاد نشستن سر سفره فقیران را افتخار خود میداند و خدمت به محرومان را وظیفه یک خادم می داند واما در ۲۲خرداد ملت غیور ایران جواب خادم خود را به شایستگی می دهند.
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و یکم اسفند ۱۳۸۷ ساعت 11:41 توسط سر دبیر
|