تبليغاتX
غالبون


             
+ نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم آذر 1388ساعت 0:20  توسط سر دبیر  | 

بعثت رسول گرامي اسلام بر همگان مبارك

اهداف بعثت پیامبر (ص)براي مطالعه روي ادامه مطلب كليك نماييد

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم تیر 1388ساعت 8:32  توسط سر دبیر  | 

ياران دجال 

... براساس روايتي منسوب به امام علي(ع) بيشتر ياران «دجال» كه به جنگ و ستيز با حضرت ولي عصر(عج) خواهد پرداخت، از افراد ناصالح و آلوده خواهند بود و آنان شال و ردايي سبز رنگ بر سر و شانه هاي خود خواهند افكند:

« الا و ان اكثر اشياعه... و اصحاب الطيالسة الخضر.» بحار الانوار، ج52، ۱۹۳

بسياري از ياران دجال كساني هستند كه شال سبز بر سر و شانه هاي خود افكنده اند.

به احتمال زياد دجال و ياران وي ، براي فريب مردم از اين نماد و نشانه اهل بيت (ع) استفاده خواهند كرد.

منبع:http://lovelyislam.blogfa.com/


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه هفدهم خرداد 1388ساعت 8:37  توسط سر دبیر  | 

میلاد با سعادت خاتم پیامبران حضرت محمد مصطفی (ص) بر همگان مبارک

ویژه نامه ولادت پیامبر اکرم(ص) برای یازدید کلیک کنید

+ نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم اسفند 1387ساعت 6:52  توسط سر دبیر  | 

شهيد مهدي باكري آنگونه كه بود
فرماندهي كه همه عاشقش بودند

خبرگزاري فارس: شهيد باكري از انسان‌هاي وارسته و خودساخته‌اي بود كه با فراهم بودن زمينه‌هاي مساعد به مظاهر مادي دنيا و لذايذ آن پشت پا زده بود و نقش شهيد باكري در حماسه قهرمانانه خيبر و تصرف جزاير مجنون بر كسي پوشيده نيست.


به گزارش خبرگزاري فارس از تبريز، جبهه‌اي كه گمنام‌هاي به لقاالله پيوسته‌اش بيش از نامداران به لقا پيوسته‌اش است و اين خصوصيت بارز تحول باطني مردم و بسيج مردمي است.
شهيد مهدي باكري شهيدي از ميان شهدا است، بزرگداشت اين شهيد و تجليل از او بزرگداشت و تجليل از همه شهداست.
سردار رشيد اسلام، سرباز راستين امام زمان، شهيد مهدي باكري در سال 1333 در شهرستان مياندوآب در خانواده معتقد و شيفته ولايت به دنيا آمد...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم اسفند 1387ساعت 12:28  توسط سر دبیر  | 

آغاز امامت و ولایت قائم آل محمد(عج) ، بر تمام منتظران آن حضرت تهنیت باد


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه هفدهم اسفند 1387ساعت 22:38  توسط سر دبیر  | 

چند روز پس از خواستگاري خانواده بزرگوار حضرت آيت‌ا... خامنه‌اي از دختر بنده، خدمت مقام معظم رهبري رسيدم. ايشان فرمودند: آقاي دکتر اگر خدا بخواهد باهم خويشاوند مي‌شويم. عرض کردم چطور؟ فرمودند: آقا مجتبي و دختر خانم شما ظاهراً يکديگر را پسنديده‌اند و در گفتگو به نتيجه رسيده‌اند. حالا نظر شما چيست؟ 
    عرض کردم: آقا اختيار ما هم دست شماست .آقا فرمودند: شما و همسرتان استاد دانشگاه هستيد و زندگي شما با زندگي ما متفاوت است. تمام زندگي ما غير از کتابهايم يک وانت لوازم کهنه است. خانه ما هم دو اطاق اندروني دارد و يک اتاق بيروني که مسئولان مي‌آيند و با من ديدار مي‌کنند. من پولي براي خريد خانه ندارم. خانه‌اي اجاره کرده‌ايم که قرار است، در يک طبقه آن آقا مصطفي و طبقه ديگر آقا مجتبي زندگي کنند. ما زندگي معمولي داريم و شما زندگي خوبي داريد مثل ما زندگي نکرده‌ايد . آيا دختر شما حاضر است با اين وجود زندگي کند؟


    زيبايي و دقت سخن رهبر معظم انقلاب براي من بسيار جالب بود. موضوع را به دخترم گفتم او با روي باز استقبال کرد.


دکتر غلامعلي حداد عادل


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه دهم اسفند 1387ساعت 18:10  توسط حسن  | 

فرا رسیدن ایام حزن و اندوه رحلت پیامبر گرامی اسلام حضرت محمد (ص) و شهادت سبط اکبرش کریم اهل بیت امام حسن مجتبی (ع) و حضرت علی بن موسی الرضا (ع) تسلیت باد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفتم اسفند 1387ساعت 18:45  توسط سر دبیر  | 

پالايش مذهب از خرافه، بديهي‌ترين الزام است كه «روحانيت اصيل»‌ و معتقد به اهل‌بيت عليهم‌السلام وظيفه آن را بر عهده دارند. اما بلواسازي سياسي و سكولاري در جهت تضعيف، كاهش و به تدريج حذف سوگواري اباعبدالله الحسين عليه‌السلام، حاصل توسعه و سازندگي و اصلاحات براندازانه است. دستور مقام معظم رهبري پيرامون ممنوعيت يكي از امور مربوط به عزاداري‌هاي عاشورا هرگز به معناي عملكرد و خواسته سكولاريزم ديني! نيست، و با آن نسبتي ندارد.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه هفتم اسفند 1387ساعت 9:40  توسط حسن  | 

فرا رسیدن ایام حزن و اندوه رحلت پیامبر گرامی اسلام حضرت محمد (ص) و شهادت سبط اکبرش کریم اهل بیت امام حسن مجتبی (ع) وحضرت علی بن موسی الرضا (ع) تسلیت باد.

مجموعه اي ازبهترين تصاویر مذهبي ویژه رحلت رسول اکرم (ص)و امام حسن (ع)- 32 پشت زمينه ويندوز تقديم به تمامي بچه شيعه ها

http://bacheshia-ir.blogfa.com/post-69.aspx

+ نوشته شده در  سه شنبه ششم اسفند 1387ساعت 18:49  توسط سر دبیر  | 

بسمه تعالی

بنیانگذار وهابیت

این آیین ساختگی، منسوب هست به شخصی بنام (شیخ محمد) که در سال 1115 قمری تو شهر «عینیه» از شهرهای نجد، به دنیا اومد و قدم نحسش رو تو این دنیا گذاشت. پدرش قاضی اون شهر بود و مسلک حنبلی داشت. محمد پیش پدرش فقه مذهب حنبلی را آموخت ولی بعدِ مدتی تو شهر نجد با عقاید مذهبی مردم، از درِ مخالفت در اومد. این لعنتی که امیدوارم خداوند اون رو با عمر لعنت‌الله علیه محشور کنه، سالی که به مکه سفر کرد، مراسم توسل مردم به قبر پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله رو شرک معرفی کرد. بعدش با عقاید مذهبی پدرش مخالفت کرد و به شهرهای مختلفی سفر کرد و عقاید خرافی خودش که نشأت گرفته از ایده‌های استعمار پیر (انگلیس) بود رو نشر می‌داد و چون با عقاید مذهبی مردم مخالفت می‌کرد، مردم اون رو از شهر بیرون می‌انداختند از جمله «بصره» و «عینیه». البته یه چیزی رو تو پرانتز عرض کنم در خصوص اینکه گفتم دست‌نشونده‌ی انگلیس بود رو می‌تونید مراجعه کنید به کتاب «خاطرات سیاسی مستر همفر جاسوس انگلیس در کشورهای اسلامی» که مربوط به حدودا 200 سال پیشه. که تو این کتاب، خود «مستر همفر»، کامل توضیح داده که چه کارهایی کرده و چه زحماتی کشیده تا تونسته «محمد بن عبدالوهاب» رو خرتر کنه و بوسیله‌ی اون، شکاف عمیقی رو بین مسلمونا ایجاد کنه.

این کتاب، کتاب جالبیه و توصیه می‌کنم، حتما اون رو گیر بیارید و مطالعه کنید. خب، خیلی جاده خاکی نریم؛ خلاصه این محمد بن عبدالوهاب از کثیف‌ترین و فاسدترین افراد دوره‌ی خودش بوده (رجوع بشه به کتاب مستر همفر). البته این رو هم باید متذکر بشم که ریشه‌ی اصلی وهابیت به شخصی به نام «ابن تیمیه» برمی‌گرده.

حالا، ممکنه این سوال براتون پیش بیاد که تا الان که بحث سرِ «محمد بن عبدالوهاب» بوده، پس سر و کله‌ی «ابن تییمیه» از کجا پیدا شد؟ و اصلا اون کیه؟ و از چه جهنم دره‌ای پیداش شده؟ بد نیست یه مختصری هم از «ابن تیمیه» بدونیم. اسم کاملش اینه «ابوالعباس احمد بن عبدالحلیم» معروف به «ابن تیمیه» از علمای حنبلی، مسقّط (سَقط شده) به سال 728 قمری، که به دلیل انحرافاتی که داشت، علمای اسلام اون رو فاسق و کافر معرفی کردند و قضات شافعی و حنبلی و حنفی و مالکی، اونو محکوم کرده و کتباً به فاسد بودنش رای و فتوی دادند. بعد از اینکه سال 728 تو زندان شام به دَرَک واصل شد، شاگردش «ابن القیّم» راه اونو ادامه داد ولی کم‌کم کمرنگ شده و به دست فراموشی سپرده شد؛ تا اینکه سر و کله‌ی این «محمد بن عبدالوهاب» پیدا شد و با کمک دولت آل سعود و بخصوص اهالی نجد، و با همدستی بریتانیا (انگلیس) شروع به ترویج این مذهب جعلی و ساختگی کرد که البته پدر و برادرش و علمای شیعه، کتابهایی در ردّ عقاید «محمد بن عبدالوهاب» نوشتند و منتشر کردند.

اختلافاتی که بین ما و وهابی‌ها هست، خیلی زیاده که البته یک به یک اونا رو مطرح کرده و راجع بهشون بحث می‌کنیم. مثلا بیشترین تهمتی که به شیعه می‌زنند، تهمت شرکه. اونا ما رو مشرک مدونن. چرا؟ برای اینکه ما در مقابل قبور اولیاء خدا مانند پیامبر گرامی اسلام حضرت محمد صلی الله علیه و آله و ائمه دین علیهم السلام، تعظیم می‌کنیم. اونا این تعظیم و تکریم رو با عبادت و پرستش عوضی گرفتند و به همین دلیل تهمت شرک می‌زنند.

تاریخچه وهابیت۱
احمد حنبل یکی از ائمه چهارگانه اهل سنت است.وی بیشتر از یک قرن ونیم پیشوای بلامنازع جهان تسنن بویژه اهل حدیث بود.ملاک سنت وبدعت گفتار احمد بود.اصولی که احمدبن حنبل برای اهل حدیث بناکرد تجسیم وتشبیه ذات اقدس اله بودو اینکه خدا در جهتی قرار دارد وبر عرش خود مستقر است.

چنین تفکری جذو عقاید مسلم وبدون تردید اهل حدیث قرار گرفت و انکار آن در حد ارتداد بود.این    اندیشه ها همچنان بر طرفداران احمد حنبل سایه سنگینی افکنده بود تا اینکه ابوالحسن اشعری به یک باره تصمیم گرفت پس از چهل سال از اعتزال توبه کند وبه مکتب احمد باز گردد.

وی در سال ۳۰۵ ه.ق در بصره بر بالای منبر رفت و باز گشت خود را از اعتزال اعلام کرد. با ورود ابوالحسن اشعری به جرگه حنبلی ها تغییراتی در این مذهب ایجاد شد.شخصی که چهل سال با استدلال عقلی ومنطقی سر وکار داشت نمی توانست چشم بسته عقاید احمد حنبل را قبول کند.وی در کتاب الابانه فی الدیانه تمام عقاید ابن حنبل را پذیرفت ولی در کتاب دیگرش اللمع تاثیر خود را گذاشته وبه مبانی عقلی خود بازگشت!

از اغاز قرن ۵ طالع احمد بن حنبل به تدریج غروب کرد وستاره اقبال ابوالحسن اشعری درخشید.مقریزی می گوید:(ر.ک:الخطط.ج۲ص۵۸) به وسیله گروهی از شخصیت ها از سال ۱۳۸۰به بعد مذهب ابوالحسن در عقاید در عراق و شام و بعد در مصر منتشر شد.

هر چند روش ابوالحسن اشعری احمد را از پیشوایی اهل سنت به زیر کشاند ولی در قرن هشتم به دست برخی از حنبلی ها دوباره مکتب وی با همان اصول بیان شده نمایان گشت.احیا کننده مکتب احمدبن حنبل :ابو عباس احمد بن عبدالحلیم معروف به ابن تیمیه بود.

او در سال ۶۶۱ ه.ق در حران به دنیا آمد... او بار دیگر احادیث تشبیه و تجسیم و جهت داشتن خداوند را که اساس اعتقاد حنبلی ها بود مطرح کرد وقتی ساکنان «حماه» از او درباره آیه «الرحمن علی العرش استوی» پرسیدند وی در تفسیر آن جایگاهی برای خداوند در عرش تعیین کرد.....!

از خصوصیات بارز ابن تیمیه فتوا دادن بر خلاف آرای مشهور ورایج بین مسلمین بود(بدعت)مکتب وی به دلیل خشونت در کلام و بد زبانی در گفتار (که از ویژگی های وهابیت است) رواج نیافت  وعلمای زیادی به نقد و رد آن پرداختند...

ادامه در روزهای آتی.....انشاءالله

منبع:http://salaf.blogfa.com

+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم اسفند 1386ساعت 17:59  توسط   |